برگردان به زبان ساده
گر چه گدای اویم در فقر پادشاهم
چشمم بریزدم خون، عرضه دهد سپاهم
هوش مصنوعی: هرچند که من فقیر و گدا هستم، اما در دل خود را پادشاه میدانم. اگر چشمانم پر از اشک باشد، این اشکها نشاندهنده احساسات و شخصیت والای من است.
این دولتم بسنده است، تا روز حشر کامشب
در خانهٔ سعادت آن ماه بود و ما هم
هوش مصنوعی: این نعمت و خوشبختی که دارم برای من کافی است. امشب در خانهٔ شادمانی آن ماهی که درخشان است، حضور دارم و ما نیز در کنار او هستیم.
بی جرم ریخت خونم دلدار و دل گواه است
در پیش او قضا را مجروح شد گواهم
هوش مصنوعی: بدون هیچ دلیلی خونم به دست معشوق ریخته شده و دل من در این مورد شهادت میدهد. در برابر او، قضا و تقدیر هم زخمی شده است و من این را گواهی میدهم.
روزی که از گِل من روید گیاه مهرش
خاصیت وفا را دارا بود گیاهم
هوش مصنوعی: روزی که من از خاک و گِل به وجود میآیم، گیاه عشق و محبت دارای ویژگی وفاداری است.
ناصر ز خرمن او خواهد که خوشه چیند
باد فراق از وی دور افکند چو کاهم
هوش مصنوعی: ناصر از خوشهچینی در خرمن او انتظار دارد، اما باد فراق او را دور میاندازد، مانند کاهم که در دور افتاده است.