برگردان به زبان ساده
امروز که خاکِ درِ دیر است مقامم
گر باده به یادت نخورم، باد حرامم
هوش مصنوعی: امروز که در درگاه میخانه هستم، اگر به یاد تو شراب ننوشم، انگار که باد را نیز بر من حرام کردهاند.
در گوش قدح نام تو میگفت صراحی
زان روز هوادار می و همدم جامم
هوش مصنوعی: در گوش گیلاس، نام تو را میخواند، و از آن روز به بعد، هوادار شراب و همراه جام من شده است.
تا دانهٔ خالت نبود مرغ دلم را
عنقای سعادت نشود صید به دامم
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو در دسترس نباشد، دل من نمیتواند به خوشبختی و سعادت واقعی برسد.
زلف تو شب هجر به بدنامی عشاق
هر قرعه که انداخت بیفتاد به نامم
هوش مصنوعی: زلف تو در زمان جدایی، باعث بدنامی عاشقین شد و هر بار که قرعهای انداخته شد، نام من به میان آمد.
فریاد که روزی دل سخت تو نشد نرم
از آه سحرگاه من و نالهٔ شامم
هوش مصنوعی: فریاد و واویلا که روزی دل سخت و سرد تو به خاطر نالهها و آههای صبحگاه من نرم و مهربان نشد.
گر مردم چشمم نزند آب بر آتش
از سوز درون سوخته بینی در و بامم
هوش مصنوعی: اگر کسی به چشم من نگاه نکند، همچنان که آب آتش را خاموش میکند، از شدت سوزشی که درون من وجود دارد، میتوانی سوختن من را بر روی دیوار و سقف خانهام ببینی.
حقا که من سوخته دل را خبری نیست
تا دوست کدام و من بیچاره کدامم
هوش مصنوعی: حقیقت این است که من در درد و رنج خود غرق شدهام و خبر ندارم که دوست کجاست و من بیچاره کیستم.
ناصر نظر از هر دو جهان سوی تو دارد
هر چند که آزادهام، ای دوست، غلامم
هوش مصنوعی: ناصر به گرمی به تو، ای دوست، توجه دارد و هرچند که خود را آزاد میداند، همچنان خود را به عنوان خدمتگزار تو میداند.