برگردان به زبان ساده
خرقه بر آتش و سجاده در آب اندازم
خویشتن را به خرابات خراب اندازم
هوش مصنوعی: من لباس زهد و پارسایی را به آتش میسپارم و سجادهام را در آب میاندازم، تا خود را به کجروی و بیخیالی بسپارم.
بانگ ابریشم ازین خرقهٔ پشمینه به است
چنگ در خرقه زنم، پیش رباب اندازم
هوش مصنوعی: صدای ابریشم از این لباس پشمی بهتر است. من چنگ را در این لباس میزنم و آن را به سمت ساز میاندازم.
چارچوب تنم از آتش دل پاک بسوخت
برم این سوخته را در میِ ناب اندازم
هوش مصنوعی: بدن من بر اثر آتش عشق سوخته است، این سوخته را در می ناب بریزم.
مینماید سوی میخانه مغنی ره راست
خویشتن را ز خطا سوی صواب اندازم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فردی به سمت میخانه و خواننده میرود و میخواهد از اشتباهات خود دور شود و به سوی درستکاری و حقیقت رهنمون شود.
خاکیان مست چو نرگس ز زمین برخیزند
بر سر خاک چو یک جرعه شراب اندازم
هوش مصنوعی: افراد عادی و زمینی مانند گل نرگس از زمین برمیخیزند و به سرزمین زندگی و وجود خود توجه میکنند، و من در این لحظه مانند کسی که یک جرعه شراب مینوشد، احساس شگفتی و سرمستی میکنم.
پای بیرون نهم از آب و گل عالم سفل
تا به کی جوهر خود را به خلاب اندازم
هوش مصنوعی: میخواهم از محدودیتهای دنیای مادی و پست رهایی پیدا کنم و دیگر از شرایط و مشکلات آن رنج نبرم. تا چه زمانی باید به پیدا کردن ارزش حقیقی وجودم در این باتلاق بپردازم؟
پردهٔ صورت معشوق به جز ناصر نیست
وقت آن است که از چهره نقاب اندازم
هوش مصنوعی: تنها کسی که میتواند پردهی چهرهی محبوب را کنار بزند، ناصر است. اکنون زمان آن فرا رسیده که من نقاب را از چهرهام بردارم.