برگردان به زبان ساده
به ابرویِ چو کمانت که گر زنی تیرم
نظر ز ابرو و چشم تو بر نمیگیرم
هوش مصنوعی: اگر ابرویت را مانند کمانی به سمت من بگشایی و تیری به طرفم پرتاب کنی، حتی یک لحظه هم نگاه خود را از ابرو و چشمان تو نمیگیرم.
چو در طریق وفایت شدم ندیم ندم
رفیق گریهٔ زارست و نالهٔ زیرم
هوش مصنوعی: وقتی در مسیر وفا و وفاداری گام گذاشتم، دیگر نمیتوانستم دوستم را ترک کنم; فقط صدای گریه و نالهای بیپایان را میشنوم.
ز لذت لب تو گشت جان من شیرین
که داد مادر ایام شهد با شیرم
هوش مصنوعی: از خوشی و لذتی که از لبهای تو داشتهام، جانم به شیرینی درآمده است، گویی که مادر در دوران کودکیام شهد را با شیر به من داده است.
ز جیب دهر به دیوانگی بر آرم سر
که پای بند سر زلف همچو زنجیرم
هوش مصنوعی: از روزگار به دیوانگی سر خود را بالا میآورم، چون پابند زلف تو هستم و مانند زنجیری به تو وابستهام.
بیار ساقی آئینهٔ جهان بین را
به آب باده فروشوی رنگ تزویرم
هوش مصنوعی: ساقی، جام شفاف و روشنی که حقیقت را نشان میدهد بیاور و با شراب تلخیهای زندگی و نیرنگها را از وجودم بشوی.
همه روایت نی از نفختُ مِن روحی است
به قول راست خبر میدهد ز تفسیرم
هوش مصنوعی: من همه داستانها و گفتوگوهایم از نفس تو و روح تو نشأت میگیرد و به درستی از تفسیر من خبر میدهد.
فراغ است ز شاه و امیر ناصر را
که پادشاهم اگر در دیار تو میرم
هوش مصنوعی: من از نگرانیهای شاه و امیر آزاد هستم؛ زیرا اگر در سرزمین تو بمیرم، همچنان پادشاه باقی میمانم.