برگردان به زبان ساده
من ز دست تو داستان شدهام
دستهٔ جمله دوستان شدهام
هوش مصنوعی: من به خاطر تو داستانی شدهام و حالا در میان همهی دوستانم شناخته شدهام.
نتوان گفت که در رخت روشن
که ز چشم تو ناتوان شدهام
هوش مصنوعی: نمیتوان گفت که در زیبایی تو چقدر تحت تأثیر قرار گرفتهام و چقدر قدرت دیدن را از دست دادهام.
تا دهان و میان تو دیدم
همچو موئی از آن میان شدهام
هوش مصنوعی: وقتی که دهان و میانت را دیدم، حسی در درونم به وجود آمد که انگار تمام وجودم تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
آنچه گویند آن تو داری آن
من چنین از برای آن شدهام
هوش مصنوعی: هر چیزی که دیگران دربارهات میگویند، تو آن را در خود داری و من به خاطر همین به اینگونه در آمدهام.
تا در آئی به خانهام چون تیر
سخت گشته چون کمان شدهام
هوش مصنوعی: وقتی به خانهام بیایی، به شدت شوق و هیجان دارم، مثل تیر که آماده پرتاب است و مانند کمانی که کشیده شده.
همچو ناصر برای درّ سخن
غرقهٔ بحر بی کران شدهام
هوش مصنوعی: مانند ناصر، من در دنیای وسیع کلام و سخن غرق شدهام.
تا به دست آورم گهر، چون تیغ
من همه سر به سر زبان شدهام
هوش مصنوعی: برای دستیابی به هدف و ارزشهای واقعیام، همچون تیغی هستم که همه جا به زبانها و گفتارها معروف شدهام.