برگردان به زبان ساده
شنیدهایم که عشاق مستقیم احوال
به درد هجر بمردند بر امید وصال
هوش مصنوعی: عاشقان را شنیدهایم که در اثر دوری و فراق از معشوق، جانشان به لبشان میرسد و با امید به وصل و دیدار دوباره، به زندگی ادامه میدهند.
کسی به دور فرومایه دل چرا بندد
که دم به دم متغیر شود ز حال به حال
هوش مصنوعی: چرا کسی باید دلش را به شخص بیارزشی بسپرد که هر لحظه حالش تغییر میکند و قابل اعتماد نیست؟
شب دراز دو چشمم خیال خواب ندید
که ره نبود در آن گوشه خواب را ز خیال
هوش مصنوعی: شب طولانی، دو چشمانم خواب را نمیدیدند، زیرا در آن جایی که خواب میخواستم، هیچ راهی نبود.
چو شمع تا به سحر سوختم بدان امید
که صبح وصل برآید ز مطلع اقبال
هوش مصنوعی: مثل شمع که تا صبح میسوزد، من نیز به همین امید سوختم که صبح وصالی از جانب اقبال به وجود آید.
کنون که نوبت وصل است یار میگوید
که خیر باد، سفر میکنم، زهی اشکال
هوش مصنوعی: حالا که زمان دیدار ما فرا رسیده، معشوق میگوید که سفر میکنم و این باعث تاسف من است.
سمند عزم روان کرد و ما ز غایت جهل
هم از عقیلهٔ خود مانده پایبند عقال
هوش مصنوعی: اسب سمند عزم حرکت کرد و ما، به سبب نادانی و جهالت، از عقل و فکر خود هم به شدت عقبمانده و گرفتار هستیم.
گدایوار درآمد به کوی او ناصر
به گوش هوش شنید ندا که خذو تعال
هوش مصنوعی: گداگونه به محله او وارد شد ناصر و با دقت شنید که صدایی میگوید بیایید و نزدیک شوید.