برگردان به زبان ساده
ساقی سبک آن رطل گران را به من آور
قوت دل و یاقوت روان را به من آور
هوش مصنوعی: ای ساقی، آن جام سنگین را به من بده تا اندکی روحیه بگیرم و جواهر جان را به من تقدیم کن.
گر زانچه به ما مینرسد بادهٔ صافی
دُردی که رسد، دُردکشان را به من آور
هوش مصنوعی: اگر آنچه به ما میرسد، شراب خالص باشد، پس آن نوشیدنی که به دیگران میرسد، به من نیز بیاورید.
بیدار کن از درد کهن بخت جوان را
یک بار دگر بخت جوان را به من آور
هوش مصنوعی: بیدار کن جوانی را که از درد و رنجهای گذشته رنج میکشد. یک بار دیگر فرصت خوشبختی را به او بده و بخت او را به من بازگردان.
ای باد صبا جان جهان باد فدایت
لطفی کن و آن جان جهان را به من آور
هوش مصنوعی: ای باد صبا، تو که جان و روح دنیا هستی، ای کاش با مهربانی، آن جان و روح را به من هدیه کنی.
آرام دل و راحت جان رفت، چو او رفت
آرام دل و راحت جان را به من آور
هوش مصنوعی: وقتی او رفت، آرامش دل و راحتی جانم نیز رفت. به من برگردان آن آرامش و راحتی را که با رفتن او از دست دادم.
گر نامه و سوغات نمیآری و پیغام
نک بیلک آن سخت کمان را به من آور
هوش مصنوعی: اگر خبری یا هدیهای از خود نمیآوری، لااقل آن تیر و کمان محکم را به من برسان.
گر مرهم وصلی دهد، آن با دگران ده
ور داغ فراقی بود آن را به من آور
هوش مصنوعی: اگر کسی به من وصال و نزدیکی بدهد، آن را به دیگران بدهد و اگر درد فراق وجود دارد، آن را فقط به من بده.
آن دل که ازو نام نشان نیست بجویش
حال دل بی نام و نشان را به من آور
هوش مصنوعی: دلِ بینام و نشان را پیدا کن و حالش را برای من بگو.
آشفته چو زلفش برسان قصهٔ ناصر
وز لعل لبش راز نهان را به من آور
هوش مصنوعی: به هم ریختگی زلف او داستانی را از ناصر به من برسان و راز نهان لبش را هم به من بگو.