برگردان به زبان ساده
زان لب و دندان چون لعل و گهر
اشک چون سیمم رود بر روی زر
هوش مصنوعی: از آن لب و دندان که به زیبایی لعل و گوهر هستند، اشک من مانند سیم بر روی طلا جاری میشود.
گر چو سوسن تیغ بر من میکشد
من چو گل از سینه میسازم سپر
هوش مصنوعی: اگر کسی مثل گل سرخ به من آسیب بزند، من هم مثل گل، از درون خود یک سپر میسازم تا از خودم دفاع کنم.
سر ببازم بر سر تیغ قضا
گر قبول افتد قضا را این قدر
هوش مصنوعی: اگر قضا و سرنوشت اینگونه رقم بخورد، حاضر هستم که جانم را بر سر تیغ سرنوشت بگذارم.
جان فشاندم تا نماند بار دل
سر نهادم تا نباشد درد سر
هوش مصنوعی: من جانم را فدای این کردم که دیگر سنگینی دل باقی نماند و برای راحتی خود، سر را بر زمین گذاشتم تا دیگر دردی نداشته باشم.
چشمه در کویش روان کردم ز چشم
تا کند سرو روان بر ما گذر
هوش مصنوعی: از چشمانم چشمهای را به سوی کوه روانه کردم تا درخت سرو زیبایی بر ما بگذرد.
میدهد چون غنچه ناصر دل به باد
گر بیابد بویش از باد سحر
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبحگاهی عطر دلانگیز کسی را به مشام برساند، دل من مانند غنچهای به عشق او میتپد.