برگردان به زبان ساده
عاشقان را که بود بادهٔ احمر در سر
نبود یک نفس اندیشهٔ کوثر در سر
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی که در سرشان عشق و شوق وجود داشته باشد، هرگز به فکر چیزهای مادی و دنیوی نمیافتند. آنها در حال و هوای عشق غرق هستند و فقط به زیباییها و معنویات فکر میکنند.
که بود جام با یار نهد لب بر لب
که بود شانه که با دوست کند سر در سر
هوش مصنوعی: کیست که وقتی با محبوبش باشد، جام را به لبش نزدیک کند و بوسهای بر لبانش بگذارد؟ و چه کسی هست که سرش را بر شانه دوستش بگذارد؟
روز محشر که چو لاله ز زمین برخیزم
باشدم داغ بتان در دل و ساغر در سر
هوش مصنوعی: در روز قیامت که من همچون لاله از زمین برمیخیزم، بر دلم اثر جدایی معشوقان خواهد بود و در سرم جامی پر از شراب وجود خواهد داشت.
جان بدادیم و همان غُصهٔ جانان در دل
سر فشاندیم و همان آتش دلبر در سر
هوش مصنوعی: ما جانمان را فدای عشق کردیم و همان غم محبوب در دلمان نشسته و همان آتش عشق در سرمان شعلهور است.
در سرم سرّ غم توست و کسی را به جهان
در نیفتاد ازین فکر نکوتر در سر
هوش مصنوعی: غم تو در دل من جا دارد و هیچکس در این دنیا به فکر نیکوتر از این غم نیفتاده است.
چشم بازش ندهد دور فلک چون نرگس
هر که را هست به عالم هوس زر در سر
هوش مصنوعی: هر که در دنیا به آرزوهای خود میاندیشد، مانند نرگسی است که چشمش را نمیگشاید و به دور و برش نمینگرد، و فقط به خواستههایش فکر میکند.
ناصر و کوی مغان، زاهد و سودای بهشت
جامه بردوش نکو باشد و افسر در سر
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده شده که ناصر و کوی مغان به نوعی با هم مرتبط هستند. زاهدی که به دنبال بهشت است باید لباسی زیبا برتن کرده و تاجی بر سر داشته باشد. این معنی میرسد که برای رسیدن به تعالی و ارزشهای معنوی، انسان باید آراسته و شایسته باشد.