برگردان به زبان ساده
زلفت مرا به حلقهٔ دام بلا کشید
بخت سیاه بین که به آخر کجا کشید
هوش مصنوعی: زلف تو مانند دامی است که مرا گرفتار کرده و بخت بد من را به سرنوشتی نامعلوم و تلخ رهنمون کرده است.
بودم مثال قطرهٔ شبنم قرین خاک
مهر تو رخ نمود و مرا بر هوا کشید
هوش مصنوعی: من مانند یک قطرهٔ شبنم در خاک مهر تو جلوهگر شدم و تو من را به سمت آسمان بردی.
گل وقت صبح خرقهٔ فیروزه چاک زد
تا آن نگار نازک رعنا قبا کشید
هوش مصنوعی: در صبح، گل به زیبایی و با رنگ فیروزهای خود شگفتی آفرید، در حالی که معشوقهی نازک و زیبا لباسش را به تن کرد.
بگریست زار وقت سحر شمع و جان بداد
بیچاره دوش شب همه شب تا چهها کشید
هوش مصنوعی: در هنگام سحر، شمع به شدت گریست و جانش را از دست داد. بیچاره دیشب تا سپیده دم چقدر زجر کشید.
ناصر اگر ز دوست جفا میکشی چه باک
از عاشقان غریب نباشد جفا کشید
هوش مصنوعی: ناصر، اگر از دوستت بدی میکشی، چه دغدغهای داری؟ عشقورزان غریب نباید از این بدیها آسیب ببینند.