برگردان به زبان ساده
گر گشایی ابر برقع، از حیا گردد گُل آب
وز هوا داری فشاند بر گل رویت گلاب
هوش مصنوعی: اگر پردهی ابر را کنار بزنی، گل از حیا سرخ میشود و آب و هوا بر روی تو گلاب میپاشند.
برقعی در کش که رویت را بسوزد دل ز مهر
از لطافت ز آفتاب آری پذیرد آفت آب
هوش مصنوعی: چادری بر سر بکش که زیباییات دلها را میسوزاند. عشق از لطافت تو مانند آفتاب است و گرما و صفایش را از آب میگیرد.
لعل تو شهدست و آید شهد شیرینتر به کام
چشم تو فتنه است و باشد فتنه نیکوتر به خواب
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی تو مثل عسل شیرین است و هر چیز شیرینتری در چشم تو میتواند جذابیت بیشتری داشته باشد، اما این جذابیت میتواند خوابآور و فریبنده باشد.
خال تو در زلف پنهان دانهای اندر سپند
لعل تو در خنده پیدا ذرهای در آفتاب
هوش مصنوعی: در میان زلفهای تو، لکهای مانند دانهای و در لعل لبهای تو، لبخندی مانند ذرهای در نور خورشید نمایان است.
گر بپیچم بر تو خود را عادت مویست پیچ
ور بتابی روی از من لازم ماه است تاب
هوش مصنوعی: اگر من خود را برای تو بپیچم، این عادت موی توست که همیشه پیچیده باشد و اگر تو روی خود را از من برگردانی، لازم است که ماه بر من بتابد.
طور هستی شد حجاب کوه طور نیستی
شعلهٔ برق تجلی کو که سوزاند حجاب
هوش مصنوعی: وجود و هستی به مانند پردهای ست که بر کوه طور قرار دارد و نشاندهندهٔ عدم وجود است. مانند شعلهٔ روشنی که درخشش آن پرده را میسوزاند.
چون مآب حسن در عالم مقر عزت است
نیست ناصر را به غیر از کوی تو حسنالمآب
هوش مصنوعی: زیبایی و مقام حسن در دنیا به گونهای است که هیچ یاری نمیتواند جز در کوی تو پیدا کند.