برگردان به زبان ساده
دوش بازم آتشی در جان غم فرسود بود
تا سحر در منزلم از ناله دود آلود بود
هوش مصنوعی: دیشب دوباره آتش غم در دل من روشن بود و تا صبح در خانهام نالهای از این وضعیت به گوش میرسید.
ماه من در نیم شب طالع شد از برج شرف
گوئیا در برج طالع کوکب مسعود بود
هوش مصنوعی: ماه من در شب نیمه، از برجی که خوشیمن است ظهور کرده است، گویا در برج کمال، ستارهی نیکبختی درخشان بود.
در دهانش فکرها کردم که یابم جای بوس
کافرم گر از وجودش ذرهای موجود بود
هوش مصنوعی: در ذهنم فکر کردم که اگر چیزی از وجود او باقی مانده باشد، شاید بتوانم جای بوسهای را پیدا کنم.
ای رقیب ار دم زدم با او تو را با من چه کار
با بتی گر بت پرستی را وصالی بود، بود
هوش مصنوعی: ای رقیب، اگر من با او صحبت کردم، تو چه ارتباطی با من داری؟ اگر عشق به بتان باعث وصال شود، پس باید اتفاقی بیفتد.
واعظا گر پند در گوشم آن ساعت نرفت
درگذر از من که در گوشم نوای عود بود
هوش مصنوعی: ای واعظ، اگر در آن لحظه که در گوشم پند میگفتی، حرفت به من نرسید، زیرا در آن زمان صدای عود در گوش من بود و توجه من به آن جلب شده بود.
گر نیازی آمد از من باده در سر داشتم
ور نمازی آمد از من شاهدم معبود بود
هوش مصنوعی: اگر روزی نیاز میآمد و من نوشیدنی در سر داشتم، در غیر این صورت اگر نیاز به نماز پیش میآمد، من شاهد بودم که معبودی وجود دارد.
یار با من گفت: ناصر خواه مقصودی ز ما
گفتمش: وقت تو خوش، ما را همین مقصود بود
هوش مصنوعی: دوست با من گفت: ناصر آیا چیزی از ما خواستهای؟ من به او گفتم: وقت تو خوش است، برای ما همینجا به هدف خود رسیدیم.