برگردان به زبان ساده
یاد باد کز ما یار ما را یاد بود
شاد بودیم از غم عشق و بدان دلشاد بود
هوش مصنوعی: به یاد بیاوریم که در گذشته، ما به یاد معشوق خود خوشحال بودیم و حتی در میان غم عشق، دلمان شاد بود.
بیت معمور دلم شد از فراق او خراب
ورنه از گنج و صالش این خرابآباد بود
هوش مصنوعی: دل من از دوری او ویران شده است، در حالی که اگر نبود عشق او، این ویرانی از ثروت و زیباییهای دیگر نیز میتوانست باشد.
چشم بادامش که با دام است و مست و شیرگیر
ما همی گوئیم آهویش، ولی صیاد بود
هوش مصنوعی: چشم بادامی او، مملو از فریب و جذابیت است و ما در حالی که به زیبایی او اشاره میکنیم، باید بدانیم که او در واقع صیاد و شکارچی است.
آب چشم ما که چشم سنگ را میسفت دوش
در هوای لعل شیرینش مگر فرهاد بود
هوش مصنوعی: در شب گذشته، اشکهای ما آنقدر شدید بود که حتی سنگ را هم نرم میکرد. آیا این احساس و عشق به زیبایی او فقط به خاطر فرهاد نبود؟
ناصر از درد فراقش داد جان، بیداد نیست
داد و بیداد آنچه از معشوق آمد داد بود
هوش مصنوعی: ناصر از شدت اشتیاق و اندوهی که به خاطر دوری از معشوقش دارد، جان خود را از دست میدهد. در واقع، این درد و رنجی که او تحمل میکند، نباید به عنوان بیعدالتی تلقی شود، چرا که آنچه از طرف معشوق به او میرسد، در حقیقت، خود داد و ستدی از عشق است.