برگردان به زبان ساده
دوش مستان بگذشتند و صلائی کردند
درد دل را ز می پخته دوائی کردند
هوش مصنوعی: دیروز درحالی که مردم شاد و سرمست بودند، صدایی برآمد و دربارهی درد و رنجهایشان صحبت کردند و برای تسکین دلهایشان به شراب کهنه متوسل شدند.
نوبت شیفتگی بر در میخانه زدند
خطبهٔ عشق تو ایوان سرائی کردند
هوش مصنوعی: در اینجا فردی به ستایش عشق محبوبش مشغول است و به طرز خاصی از شگفتی و احساسات خود در برابر عشق صحبت میکند. او بیان میکند که به خاطر عشق همسرش، وحشتی نوین بر در میخانه به وجود آمده و به نوعی مراسم و خطبهای برای عشق او برپا شده است. این توصیف به زیبایی و شگفتی احساسات عاشقانه و جذابیتهای میخانه و عشق را به تصویر میکشد.
مطرب آوازه در انداخت که شاهان جهان
منزل امروز به مأوای گدائی کردند
هوش مصنوعی: موسیقیدان نواختن را آغاز کرد و گفت که امروز پادشاهان دنیا به خانههای گدایان آمدهاند.
خرقهٔ زهد به یک ساغر می کس نخرید
در خرابات به هر جا که بهائی کردند
هوش مصنوعی: در دنیای تصوف و زهد، برخی افراد تلاش میکنند تا به وسیله زهد و تقوا به مقامهایی برسند. اما در اینجا گفته میشود که برخی از این افراد حتی با زهد خود نیز نمیتوانند در دنیای مادی به دستاوردی برسند و در نهایت، در جایی که قیمت زاهدی و زهد مشخص میشود، ارزش آن به سادگی با یک نوشیدنی و بهایی که میپردازند، سنجیده میشود. در این بین، اشاره به واقعیتهای زندگی و دنیای تجملاتی وجود دارد که زهد و عبادت در برابر آن به نظر بیارزش جلوه میکند.
مست و دیوانه ز میخانه به گلزار شدند
همدمی با گذر باد صبائی کردند
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر حال و هوای عاشقانه و سرخوشی است که دو نفر، با حالتی سرمست و دیوانه، از میخانه به گلزار رفتهاند و در آنجا با نسیم صبح همدم شدهاند. به نوعی این تصویرگری از شادی و زیبایی لحظات عاشقانه و ارتباط با طبیعت در کنار یکدیگر است.
بزم را ساقی و می زینت و زیبی دادند
باغ را بلبل و گل برگ و نوائی کردند
هوش مصنوعی: مهمانی را با نوشیدنی و زیبایی تزئین کردند و گل و بلبل در باغ، سرودی خوش به راه انداختند.
گاه کام دل خود بر لب ساقی دیدند
گاه صد عیش به بوسیدن ماهی کردند
هوش مصنوعی: گاهی خوشی و رضایت خود را در چهره ساقی مییابند و گاهی به فرح و لذت، لحظاتی را به بوسیدن ماهی میگذرانند.
گاه از بانگ نی آشفته و سرمست شدند
چون بدیدند همه برباد هوائی کردند
هوش مصنوعی: گاه از صدای نی، افراد دچار آشفتگی و شادی میشوند، زیرا وقتی اطراف خود را میبینند، همه چیز را در حال نابودی مییابند و به همین خاطر تغییر حالتی میدهند.
جامهٔ ناصر شوریده به جامی دادند
دفترش رهن رباب و دف و نائی کردند
هوش مصنوعی: جامهٔ ناصر را که آشفته و پریشان بود به او دادند و دفتر کارهایش را به سازها و آلات موسیقی سپردند.