برگردان به زبان ساده
گدای دولت آنم که او گدای تو باشد
به دیده درکشم آن را که خاک پای تو باشد
هوش مصنوعی: من آن گدای خوشبختم که تکیهگاهم تویی و با چشم خود میتوانم ببینم کسی را که خاک پای تو باشد.
حیات چون بود آن را که در غم تو نمیرد
صبور چون بود آنکس که مبتلای تو باشد
هوش مصنوعی: زندگی چه حالتی دارد برای کسی که در غم تو صبوری کند؟ و چه وضعیتی دارد آن کس که از درد عشق تو رنج میبرد؟
اگر به حشر برآرند نامهٔ عمل من
به خون نوشته بر او جمله ماجرای تو باشد
هوش مصنوعی: اگر روز قیامت نامهٔ کارهایم را به دستم دهند و بخواهم آن را بخوانم، همهٔ رویدادهای زندگیات بر آن نوشته شده باشد.
هوس به رهگذری میکنم که بر سر خاکم
امید سایهٔ بالای دلگشای تو باشد
هوش مصنوعی: میخواهم به مهمانی بروم که وقتی بر سر خاکم باشد، امید داشته باشم که سایهٔ خوشبختی تو بر من بیفتد.
گر از وفای تو خاکم به هر دیار برد باد
منم فدای تو، بازآ، که جان برای تو باشد
هوش مصنوعی: اگر وفای تو باعث شود که خاک من در هر جا پراکنده شود، من فدای تو هستم. پس برگرد، زیرا جانم برای توست.
تو را به خلوت چشمم گر اتفاق نباشد
میان دیده خیال رخت به جای تو باشد
هوش مصنوعی: اگر در خلوت چشمانم، تو حضور نداشته باشی، خیال چهرهات همیشه در کنار من خواهد بود.
هزار بار بسازم دهان به مشک معطر
به جای ورد زبانم اگر دعای تو باشد
هوش مصنوعی: من هزار بار با دهانی خوشبو از مشک سخن میگویم، اما اگر دعایت را همراه نداشته باشم، این همه به چه کار میآید؟
اگر به خون محبان بود توجه خاطر
رضاست از طرف ما اگر رضای تو باشد
هوش مصنوعی: اگر توجه و عشق ما به محبان به خاطر رضای تو باشد، پس ما هم از خودمان چیزی نداریم و همهچیز به رضایت تو بستگی دارد.
گذر به تربت ناصر که ذرههای وجودش
به زیر خاک بر امید مرحبای تو باشد
هوش مصنوعی: به قبر ناصر برو، جایی که ذرات وجودش در زیر خاک با امید برقراری ارتباطی با تو انتظار میکشند.