برگردان به زبان ساده
سیل خون جگرم از سر ما میگذرد
بر من خسته چه گویم که چهها میگذرد
هوش مصنوعی: خون دل من با شدت و غم عمیق در حال جریان است و از تمام رنجها و مشکلاتی که بر من سخت میگذرد، قادر به بیان هیچ چیزی نیستم.
باد کو راه گذر بر سر کویت دارد
خبرش نیست که بر دام بلا میگذرد
هوش مصنوعی: باد، که مانند یک راهنما در راه کوی تو در حرکت است، خود از خطراتی که در مسیر وجود دارد بیخبر است.
ای طبیب من شوریده، دلِ ریش مرا
چارهای ساز که کارش ز دوا میگذرد
هوش مصنوعی: ای پزشک من که دیوانهام، برای دل شکستهام درمانی پیدا کن، چرا که دیگر دارو نمیتواند به حالش برسد.
رفت عمرم به هوای رخت ای عمر عزیز
آه از این عمر که بر باد هوا میگذرد
هوش مصنوعی: عمرم به خاطر عشق و آرزوی تو سپری شد، ای عمر گرانبها! آه از این عمر که همچون باد در حال گذر است و به سادگی از بین میرود.
از وفا روی نتابد دل ناصر به وفات
عمر آن است که در راه وفا میگذرد
هوش مصنوعی: دل ناصر هرگز از وفا روی برنمیتابد و عمر او نیز به همین دلیل است که در مسیر وفا و صداقت سپری میشود.