برگردان به زبان ساده
من رنجور را امید وصلش زنده میدارد
وگر نه درد هجرانت مرا یک لحظه نگذارد
هوش مصنوعی: امید دیدن معشوق، درد و رنج من را تحملپذیر میکند، وگرنه جدایی تو باعث میشود که لحظهای آرامش نداشته باشم.
نگردد شام من روشن، نمیرد سوز دل، گرچه
ز آهم میجهد برق و ز چشمم سیل میبارد
هوش مصنوعی: شب من روشن نمیشود و سوز دل من از بین نمیرود، حتی اگر از آه من جرقهای روشن شود و از چشمم اشک بریزد.
مرا چون سرمه زیر پای خود سوده است آن دلبر
هنوز از سرکشی و ناز در چشمم نمیآرد
هوش مصنوعی: آن دلبر هنوز هم با ناز و خودخواهی در چشم من میآید، مثل اینکه من را مانند سرمه زیر پای خود قرار داده است.
ز سوز عشق او داغیست دل را کان همیسوزد
ز خار ریش او ریشیست جان را و همیخارد
هوش مصنوعی: عشق او به دل داغی میزند که همچنان میسوزاند. خار ریش او، جان را میخرد و آزار میدهد.
همیترسم کز آه دل خزان گردد گلستانش
بگو تا خاطر مجروح بلبل را نیازارد
هوش مصنوعی: من میترسم که اگر دل گلهای باغ با غم و اندوه روبرو شود، گلستان و زیباییاش از بین برود. پس بگو تا دل شاداب بلبل را بیشتر آزار نرساند.
رها کن ساعتی تا دل میان طاق ابرویش
نماز حاجت خود را در آن محراب بگذارد
هوش مصنوعی: مدتی را آزاد بگذار تا دل از زیباییهای ابرویش بهرهمند شده و درخواستهایش را در آن مکان دلانگیز مطرح کند.
بگفتم بار هجران تو را تا کی کشد ناصر
بگفتا یار آن باشد که بار یار بردارد
هوش مصنوعی: گفتم که تا کی باید این درد جدایی را تحمل کنم؟ ناصر پاسخ داد که یار واقعی کسی است که بار غم یار را به دوش بکشد و آن را تحمل کند.