برگردان به زبان ساده
صد قطرهٔ خون هر دم از دیدهٔ ما افتد
عشاق پریشان را بنگر که چهها افتد
هوش مصنوعی: هر لحظه از چشمان ما صد قطره خون جاری میشود. روی عشق، نگاه کن به حال عاشقان که چه اتفاقاتی برایشان میافتد.
دل از هوس خالت بر زلف تو میپیچد
مرغ از طمع دانه در دام بلا افتد
هوش مصنوعی: دل انسان به خاطر محبت و علاقهاش به تو مانند پرندهای است که به خاطر طمع به دانه، در دام میافتد.
گر قد تو را روزی در باغ گذر باشد
هم بید شود لرزان، هم سرو ز پا افتد
هوش مصنوعی: اگر روزی قدم زیبای تو به باغی بیفتد، درخت بید به خاطر زیباییات میلرزد و سرو نیز بر اثر جذبهات از پا میافتد.
دیروز تو را دیدم از باده فتان خیزان
چون گل که به هر سوئی از باد صبا افتد
هوش مصنوعی: دیروز تو را دیدم که به زیبایی و فریبندگی مانند گلی در حال حرکت بودی، گویی که نسیم ملایم به هر سمتی تو را میبرد.
خواهی که مرا خرقه پیوسته قبا باشد
بگذار بر اندامت تا چین قبا افتد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که لباس من همیشه به تنم بماند، آن را بر تن کن تا چین و چروک قبا بر تنم بیفتد.
سر بر تن من باریست، یاری بده از تیغم
تا بار گران یک دم از گردن ما افتد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بار سنگینی بر دوش من وجود دارد. خواهش میکنم که به من کمک کنی تا این بار را از گردن خودم بردارم و خلاص شوم.
بسیار گدا آید در کوی تو چون ناصر
لیکن به چنین زاری دشوار گدا افتد
هوش مصنوعی: در کوی تو گدایان زیادی میآیند و از تو درخواست کمک میکنند، اما اینکه کسی با چنین وضعیتی و به این طور درخواستی، بتواند به مقصود خود برسد، کار آسانی نیست.