برگردان به زبان ساده
صباحت خبر باد ای یار شامی
که با روی چو صبح و زلف شامی
هوش مصنوعی: ای دوست شامی، زیبایی تو مانند صبح است و موهای تو به زیبایی زلفهایش میماند.
هوای ربوه داری با خود از نار
چو سروی سوی بستان میخرامی
هوش مصنوعی: تو با خود هوای دلانگیزی داری، همچون سروی که از نار (آتش) میگذرد و به سمت باغ میرود.
قیامت میکند هر دم قیامات
قیام الیوم ام یوم القیامی
هوش مصنوعی: هر لحظه با ایستادگیات، روز قیامت برپا میشود.
گرت افتد سوی جامع گذاری
امامان را سوی یاطل امامی
هوش مصنوعی: اگر به جمعی برسی که امامان را میپرستند، به سوی امام حقیقی و راستین توجه کن.
ریاض لطف را سرو بلندی
سپهر حسن را ماه تمامی
هوش مصنوعی: در مرغزار لطافت، درختی به بلندی سرو و در آسمان، ماهی تمام و زیبا درخشان است.
بیا ای مطرب عشاق برگوی
سرودی در مقام بی مقامی
هوش مصنوعی: بیا ای نوازنده دوستداران، شعری بفرما که در فضای بینهایت و بیمکانی بگوید.
بیا ای عشق ما را دانهای تو
برو ای عقلِ کل ما را تو دامی
هوش مصنوعی: ای عشق، به ما چیزی عطا کن، و ای عقل کامل، ما را در دام بیفکن.
می و جام و لب ساقی لبالب
مدام فی مدام فی مدام
هوش مصنوعی: نوشیدنی و جام و لبان ساقی همیشه پر و overflowing است، به طور مداوم و پیوسته.
مرا این سرخوشی از درد درد است
شربتُ الخمر من کاس الکرامی
هوش مصنوعی: این خوشحالی من ناشی از درد و رنج است؛ مثل اینکه نوشیدنی من از جام حرمت و بزرگمنشی تهیه شده باشد.
به بوئی عود میسوزد بر آتش
که در پختن توان رستن ز خامی
هوش مصنوعی: بویی از عود در آتش به مشام میرسد که نشاندهنده این است که میتوان از خامی و ناپختگی رهایی یافت.
به صد دستان ره مستان زند چنگ
در آن مجلس که ساقی شد حرامی
هوش مصنوعی: با صد دستان، عاشقان مست در آن محفل چنگ میزنند، جایی که ساقی به دلیل بدکرداریاش نمیتواند نوشیدنی بدهد.
اگر جام شریعت میکنی نوش
طریقت را حقیقت پیر جامی
هوش مصنوعی: اگر در پی پیروی از قوانین مذهبی هستی، باید با حقیقتی عمیق و فشرده که به شناخت واقعی از راه و روش زندگی میانجامد، آشنا شوی.
در آن خلوت که خاص الخاص باشد
نباشد راه خاص و بار عامی
هوش مصنوعی: در فضایی که بسیار خصوصی و ویژه است، هیچ راهی برای ورود عمومی وجود ندارد.
مکن دعوی عشق یار مطلق
مقید نا به قید ننگ و نامی
هوش مصنوعی: عشق واقعی نمیتواند به محدودیتها و قید و بندهای اجتماعی یا شهرت وابسته باشد. اگر عشق خالص و واقعی است، نباید تحت تأثیر شرایط نامطلوبی مثل ننگ یا نام قرار گیرد.
نظام نظم ناصر آنچنان شد
که تحسین میکند روح نظامی
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب پادشاه ناصر به قدری عالی و تاثیرگذار است که حتی روح نظامی هم به آن افتخار میکند و تمجیدش میکند.
دمشق از روضهٔ فردوس بابیست
تو ای بغداد خود دارالسلامی
هوش مصنوعی: دمشق یکی از باغهای بهشتی است و تو ای بغداد، خودت هم مهد آرامش و امنیتی.
چو عزم خواجه احرام تو بندد
به قدر و حرمت بیت الحرامی
هوش مصنوعی: وقتی که خواجه (مقصود از خواجه فردی مهم یا محترم است) تصمیم به رفتن به خانه کعبه میگیرد، باید با چیزی به اندازه شأن و احترام آن مکان مقدس خود را آماده کند.
جلالالدین و الدنیا که دارد
به نام نیک رسم نیک نامی
هوش مصنوعی: جلالالدین و این دنیا که با نام نیک و رفتار نیک شناخته میشود.
جلال آمد لقب از آسمانش
بلی از آسمان آید اسامی
هوش مصنوعی: جلال به عنوان یک عنوان از آسمان نازل شده است و واقعاً نامها از آسمان میآیند.
خطاب مشتری با آستانش
جنابعالی و درگاه سامی
هوش مصنوعی: این جمله به یک شخص محترم اشاره دارد و نشاندهندهی احترام و ارادت شخصی به اوست. خطاب به آن شخص، بر اهمیت و مقام والای او تأکید میشود و نشان میدهد که او به عنوان یک مقام بلندپایه مورد توجه و احترام است.
صبا از خلق او گر بوی بردی
به انسانی رسیدی جسم نامی
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی بوی خوش او را به همراه داشته باشد، تو به انسانی با نام و آوازه خواهید رسید.
کنیز خواجه تا گشتهست دولت
سعادت میکند او را غلامی
هوش مصنوعی: بردهای که متعلق به آقایی بوده، به خاطر خوشبختی و موفقیتهایی که به دست آورده است، این امکان را پیدا کرده که به خدمتگزاری بپردازد.
ایاصدری که از فرط سخاوت
ز حاتم نایب و قائم مقامی
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر بخشندگیات، همانند حاتم طایی مقام و جایگاه داری.
تو از علم و عمل داری تفاخر
که در ایام خود فخر الانامی
هوش مصنوعی: تو به دانش و اعمالت میبالید و تفاخر میکنی، در حالی که در زمان خود به دیگران مینازی.
خلف بهتر ز تو نبود سلف را
که شمع جمع آبای عظامی
هوش مصنوعی: هیچ کس به اندازه تو برای پیشینیان و نیاکان بزرگوار، جانشین و مثال خوبی نیست، چون تو مانند شمعی هستی که نور و روشنی را به آن جمع میآوری.
از آن دولت به جاهت محترم شد
که کافی عقل و صاحب احترامی
هوش مصنوعی: خود را به خاطر وجود عقل و احترام کافی، در جامعه محترم و با عزت کردی.
از آن در اهتمام تست همت
که عالی رأی و نیکو اهتمامی
هوش مصنوعی: به خاطر تلاشت در پیگیری کارها و رسیدن به اهداف، تو ارزش و عزم بلندی داری که بسیار ستودنی است.
اگر بودی غلامت سایس دهر
نکردی خنگ گردون بد لجامی
هوش مصنوعی: اگر بنده تو بودم، طبیعت و زمانه به این شکل عذابم نمیداد و مثل اسب سرکش نمیشدم.
حسن خلقی و در قطع خصومت
گهر دار و زبانور چون حسامی
هوش مصنوعی: خوبی رفتار و داشتن گوهر صلح و دوستی، و زبانت مانند شمشیر تیز و موثر باشد.
به وقت بحث میگوید زمانه
زبانت را که تیغ انتقامی
هوش مصنوعی: در زمان جدل و بحث، او به تو یادآوری میکند که در این دنیا، زبان تو میتواند به عنوان ابزاری برای انتقام عمل کند.
شود آب هدایت ماحی کفر
اگر اسلام را باشی تو حامی
هوش مصنوعی: اگر تو از اسلام حمایت کنی، میتوانی به عنوان دلیل و هدایت برای کسانی که به کفر روی آوردهاند، عمل کنی و آنان را به سوی حقیقت هدایت کنی.
به مدحت گفتهام شعری که شعریٰ
بگفتش من کدامم تو کدامی
هوش مصنوعی: در مورد ستایش تو شعری گفتم که آن شعر در واقع از زبان من بیان شده است، اما حالا میپرسم که من چه کسی هستم و تو چه کسی هستی؟
ز شعر خوش چه ممدوحم چه مادح
کجا ذکر جمیل و نام نامی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی شعر و ستایشهایی که از دیگران درباره خود شنیده، اشاره میکند. او میگوید که حتی اگر شعر زیبایی داشته باشد و یا مورد ستایش دیگران قرار بگیرد، همچنان نمیتواند از ذکر زیباییها و نامهای بزرگ و مشهور گذر کند. به نوعی، او یادآوری میکند که در مقابل عظمت نامهای بزرگ، هر شعر و ستایش دیگری کماهمیت است.
چه آرم در دعا جز حسن مطلع
رحیق النظم مسک فی الختامی
هوش مصنوعی: در دعا چه چیزی میتوانم درخواست کنم جز زیبایی آغاز شعر خوشبو و عطرآگین که در نهایت به مسک ختم میشود؟
ترا جاوید بادا عمر و دولت
به رغم دشمنان در دوست کامی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که امیدوارم عمر و موفقیت تو همیشه پایدار باشد، حتی اگر دشمنانت بخواهند که این موفقیت و زندگی تو دچار مشکل شود. در واقع، آرزو میکند که در کنار دوستانت به پیروزی و شادی برسی.