برگردان به زبان ساده
نگار شسته گر آب نبات است
دکانش چشمه آب حیات است
هوش مصنوعی: اگر محبوب زیبا و خوشرو باشد، دکان او مانند چشمهای است که زندگی و طراوت را به ارمغان میآورد.
لباسش پاک همچون چشم انجم
به دامانش توان کردن تیمم
هوش مصنوعی: لباس او به اندازهای پاک و تمیز است که میتوان با آن در صورت نیاز تیمم کرد، مانند پاکی و روشنی چشم ستارهها.
برد هر کس لباس خود به شستن
شود چون غنچه گل پاک دامن
هوش مصنوعی: هر کسی باید آلودگیها و عیوب خود را از بین ببرد تا مانند گلهای تازه و پاکیزه بشود.
خجل از شسته اش دامان محشر
بود دیگ دکانش حوض کوثر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، دیگ فروشنده شرمنده است که کارش باعث ناپاکی و آلودگی شده، در حالی که حوض کوثر، به معنای پاکی و خوش بختی، در مقابل او قرار دارد.
نظافت دیگ او را گشته سرپوش
ز آبش پاکدامانی زند جوش
هوش مصنوعی: نظافت دیگ او باعث شده درپوشش به خاطر آبش پاک و بینقص باشد و بانوی پاکدامن نیز جوش و خروش دارد.
بود کرباس دیگش قرص مهتاب
فتاده کشتی بر تو به گرداب
هوش مصنوعی: کرباس دیگ او مانند قرص ماه است که در دریا به حالت غرق شدن قرار گرفته است.
ز زیر دیگ او آتش به پرواز
بود خاکسترش آئینه پرداز
هوش مصنوعی: از زیر دیگ او، آتش در حال پرواز است و خاکسترش به مانند آینهای درخشان جلوه میکند.
صدف گردیده از لب تشنگانش
شکسته کاسه گنج دکانش
هوش مصنوعی: صدف به خاطر تشنگی لبها شکسته شده و در نتیجه گنجینهاش بر زمین ریخته و به راحتی در دسترس همه قرار گرفته است.
قماش حسن شوخ تازه رسته
نماید پیش رویش آب شسته
هوش مصنوعی: حسن شاداب و با طراوت به زیبایی خود جلوهگری میکند و در مقابلش، آب تمیز و زلال به نظر میرسد.
گهی در بحر گه در بر دکانش
نظر دارد به خشک و تر خرامش
هوش مصنوعی: گاهی در دریا و گاهی در آغوش، به دکانش نگاهی میاندازد و به حرکتش در خشکی و تندی و آرامی توجه دارد.
رطوبت دست پرورد دکانش
حرارت خانه زاد آستانش
هوش مصنوعی: رطوبت دست، نشانهای از تلاش و زحمت اوست و حرارت خانه، نشاندهندهی محبت و صمیمیت فضای زندگیاش است.
اگر در بحر دست خود کند تر
شود از آرزویش آب گوهر
هوش مصنوعی: اگر کسی در دریا دست خود را فرو ببرد، آب گرانبها و ارزشمندی از آرزوهایش به دست خواهد آورد.
چو سازد قصد شستوشوی کرباس
به دستش آب ریزند خضر الیاس
هوش مصنوعی: وقتی تصمیم به شستن پارچهای گرفته میشود، به دستش آب میریزند تا کار را آغاز کند.
چو ماند شسته خود در کنارش
برد صحرای محشر انتظارش
هوش مصنوعی: وقتی که انسان خود را در کنار او میبیند، باید منتظر روز بزرگ و سرنوشتساز باشد.
گریبانش ز شادابی چو باغ است
چو مینا آستینش تر دماغ است
هوش مصنوعی: گریبان او به اندازهای شاداب است که مانند یک باغ سرسبز به نظر میرسد و آستینش آنقدر مرطوب و لطیف است که انگار از مینا ساخته شده است.
سخن از شسته او هر که گوید
شود آب و ز عالم دست شوید
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره او صحبت کند، مانند آب پاکی است که از دنیای مادی جدا میشود و روحش را از چنگال دنیا میرهاند.
دکانش پاک همچون چشم یعقوب
ندارد احتیاج آب و جاروب
هوش مصنوعی: فروشگاه او همچون چشم یعقوب پاک و تمیز است و نیازی به آب و جارو برای تمیز کردن ندارد.
بود صابون ز قرص آفتابش
خم افلاک باشد خم آبش
هوش مصنوعی: اگرچه صابون از نور خورشید ساخته شده، اما خمیدگی و انحناهای آن به خاطر تأثیرات آسمانی و جاذبه زمین است.
رواج رخت سنگین از دکانش
بلند اقبال هم از آستانش
هوش مصنوعی: در اینجا به وضعیت خوب و موفقیت فردی اشاره شده است که به خاطر کار و تلاشش، بخت و اقبالش نیز از در خانهاش به او رو آورده است. به عبارت دیگر، او به خاطر زحماتش، به مقام و درآمد خوبی دست یافته و زندگیاش دستخوش تغییرات مثبت شده است.
بتان نازند اگر با عشوه و ناز
کند چشمش به ایشان کارپرداز
هوش مصنوعی: اگر معشوق با ناز و عشوه رفتار کند، چشمش به آن زیباییها و معشوقان دیگر دوخته میشود.
کدنگ او بود پیوسته در ذکر
نباشد در سر او غیر از این فکر
هوش مصنوعی: فکر او همیشه در حال یادآوری و ذکر است و در ذهنش جز این تفکر جای دیگری ندارد.
ز کوه قاف باشد زیر سنگش
کدنگ اوست بر دوش پلنگش
هوش مصنوعی: کدنگ در زیر سنگ کوهی به نام قاف قرار دارد و پلنگی آن را به دوش میکشد.
رسانیده به آب اندازگر را
به چاه انداخته پردازگر را
هوش مصنوعی: کسی که دیگران را به آب میسپارد و به او اعتماد کرده بودند، حالا خود به چاه افتاده و از کارش پشیمان شده است.
ز پردازش گرفته آسمان اوج
صفا بر روی دکانش زند موج
هوش مصنوعی: آسمان از زیبایی و لطافت به دکان او لطافت میبخشد و مثل یک موج بر روی آن جاری میشود.
دکانش صاف همچون آبگینه
بو صندوق او صندوق سینه
هوش مصنوعی: فروشگاه او به قدری مرتب و شفاف است که مانند آبگینه به نظر میرسد و صندوقی که در آنجا دارد، مانند یک صندوق پر از اسرار و احساساتش است.
چو بود او مخلص اولاد احمد
از آن شد نام او میرزا محمد
هوش مصنوعی: چون او از نسل امام محمد (ص) بود و اهل تقوا و پاکی بود، به همین دلیل او را میرزا محمد نامیدند.
مخمر طینتش از آب گوهر
صدف از حسرت او خاک بر سر
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که از درون، مانند مروارید از اعماق دریا با ارزش و زیباست، اما به خاطر کمبودها و نداشتههایش، غم و حسرت بر او سایه افکنده است. او از نظر روحانی و احساسی در شرایطی است که احساس میکند خاک و ذلت بر سرش ریختهاند.
خرابش آدم آبی به دریا
کبابش گشته مرغابی به صحرا
هوش مصنوعی: یکی از آدمها هم که غرق در آب شده، به جایی رسیده که حالش خراب است. در عوض، پرندهای مثل مرغابی که از آب به صحرا رفته، حالش خوب است و وضعش تغییر کرده است.
قدش چشم چراغ کامجویی
بود پروانه اش پاکیزه خویی
هوش مصنوعی: قد او همچون چراغی است که جاذبهای برای دلدادگان دارد و دلش از هر آلودگی پاک و خالص است.
به دست او رساند هر که دامن
نگردد سالها محتاج شستن
هوش مصنوعی: هرکس که خود را به کار و فعالیت مشغول نکند و کوشش نکند، سالها نیازمند و محتاج باقی میماند.
به پیش او شوم هر روز راهی
لباس خویش را مالم سیاهی
هوش مصنوعی: هر روز به سوی او میروم و لباس خود را پر از خاکستری میکنم.
نگاه او نپردازد به حالم
ز خط مشکبارش خاکمالم
هوش مصنوعی: نگاه او به حال من نمیرسد و من تحت تأثیر زیبایی و مهارت ایشان قرار گرفتهام.
بیا ساقی ز لب خشکی خرابم
بسان سیدا بی آب و تابم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و سرم را پر کن از شراب؛ من چون سیدا در بیآبی و بیتابی به سر میبرم.
شراب سلسبیلم در گلو کن
به آب رحمت خود شستشو کن
هوش مصنوعی: شراب خوشمزهام را در گلوی خود بریز و با آب رحمتت بشور.