برگردان به زبان ساده
یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
دردمندم مرحمت فرما شفایی ده مرا
هوش مصنوعی: خدایا، از موهبتهای خود، دارویی به من عطا کن که دردمند هستم. لطف کن و شفایی به من بده.
بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم
پیر صاحبدل کن و پشت دوتایی ده مرا
هوش مصنوعی: برای عبادت، گوشهای از محراب را انتخاب میکنم و از پیر دانا میخواهم که دوشادوش من قرار بگیرد و به من کمک کند.
ناتوانم همچو باد صبح صرصر می رود
از نهال گلشن صحبت عصایی ده مرا
هوش مصنوعی: من مانند باد صبحگاهی ناتوانم و در دل گلستان از وجودم چیزی باقی نمانده است. ای کاش به من کمک کنی و عصایی به من بدهی تا بر مشکلاتم غلبه کنم.
تندرستی کرده است از چشم زار من وداع
از لباس عافیت یارب قبایی ده مرا
هوش مصنوعی: سلامتی از چشمان زار و گریان من رفته است و از لباس راحتی و آسایش وداع کردهام. ای خدا، لباسی از سلامت به من عطا کن.
غنچه خسبم با لب پرخنده برخیزم ز جا
همچو گل از سینه باغ دلگشایی ده مرا
هوش مصنوعی: من مانند غنچهای خوابیدهام و زمانی که بیدار شوم، با لبانی پر از خنده برمیخیزم. میخواهم مانند گلی که از دل باغی خوشبو رشد میکند، برایم فضایی دلانگیز و شاداب فراهم کنند.
لطف کن بر ناله ام تأثیر ای صاحب کرم
بر اجابت مقترن دست دعایی ده مرا
هوش مصنوعی: لطفاً به صدای ناله من توجه کن، ای بخشنده نیک، دعای من را با اجابت محشور کن و دستی به من بده.
بر قبای خود نگنجد غنچه از فیض نسیم
تا ببالد پیکرم بر خود هوایی ده مرا
هوش مصنوعی: بر تن من هیچ گل و غنچهای جا نمیگیرد، پس به من فرصت بده تا ببالم و از این نسیم خوشبو بهرهمند شوم.
تا به خاک آستان دوستانت رو نهم
ای دلیل رهنمایان رهنمایی ده مرا
هوش مصنوعی: به من نشان بده که چطور به درگاه دوستانت برسم، ای راهنمایی کننده راهنمایان.
عمر خود را صرف بر حمدت کنم چون سیدا
بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا
هوش مصنوعی: عمرم را صرف ستایش تو میکنم، مانند سیدی که بلبل گلزار است. ای کاش سخنی زیبا به من بدهی تا بتوانم با آن صحبت کنم.