برگردان به زبان ساده
پنجهام هرگز نرفته بر در کاشانهای
نقش پای من ندیده آستان خانهای
هوش مصنوعی: هرگز دستم به در خانهای نرسیده و نشانی از پاهایم را در آستان هیچ منزلی ندیدم.
دامن زلف تمنا کی به چنگ آید مرا
نی زبان گفتوگو و نی اصول شانهای
هوش مصنوعی: به دامن زلف محبوب چگونه میتوان دسترسی پیدا کرد، نه با کلامی برای گفتگو و نه با ابزاری برای شانه کردن.
ساغر خود میبرم پیش حباب از سادگی
تر نمیگردد ز دریاها لب پیمانهای
هوش مصنوعی: من لیوان خود را به سمت حبابها میبرم؛ اما از سادگی، آبهای دریاها به لب پیمانهای مبدل نمیشوند.
بر در ارباب دولت نیست غیر از گردباد
پشّهای بیرون نمیآید ز مهمانخانهای
هوش مصنوعی: در درگاه صاحب قدرت و ثروت، چیزی جز آشفتگی و بینظمی دیده نمیشود، همانند اینکه از یک مهمانخانه تنها یک پشه به بیرون پرواز میکند.
جود حاتم بر زبان سایلان گر بگذرد
میرسد در گوش این دونهمتان افسانهای
هوش مصنوعی: اگر سخن از بخشش حاتم بر زبان بگذرد، این داستان به گوش کسانی که در موضع پایینتری قرار دارند، میرسد و به نوعی افسانه میشود.
ای ز خود غافل مکن از اهل دنیا آرزو
کل دهند این طفلطبعان سنگ بر دیوانهای
هوش مصنوعی: آدمهای غافل از خود، در دنیا آرزوهای بیپایه و واهی دارند و مانند کودکان، با بیتوجهی به واقعیت، چشم به سنگهایی دارند که بر سر دیوانهها میزنند.
در دهان مردم غافلزبانِ هرزهگوی
جغد بیبالیست افتادست در ویرانهای
هوش مصنوعی: در مکانی خراب و متروکه، صحبتهای بیمحتوا و بیاساس افرادی بیتوجه و نادان مانند جغدی بیبال در حال پخش شدن است.
میروند آش خدایی گفته اهل روزگار
گر برآید دود آهی از درون خانهای
هوش مصنوعی: مردم زمانه میگویند که اگر از دل یک خانه، دودی بلند شود، نشانهای از کار خداوند است.
خوشهچینان خرمن ناموس را آتش زنند
از دهان مور اگر ناگاه افتد دانهای
هوش مصنوعی: خوشهچینان با دیدن یک دانهای که ناگهان از دهان مور میافتد، به شدت به حفاظت از ناموس و اموال خود میپردازند و حتی ممکن است به کارهای ناپسند تن دهند.
سیدا پا از بنای خلق کوته کردهام
مینماید پیش چشمم آسمان ویرانهای
هوش مصنوعی: من از ریشه و اصول دنیای مادی فاصلهگرفتهام و اکنون آنچه در برابر چشمم قرار دارد، تنها یک آسمان خراب و بیساخت است.