برگردان به زبان ساده
شبها بود چراغم از دود آه بی تو
چون شمع کشته دارم روز سیاه بی تو
هوش مصنوعی: هر شب چراغم به خاطر غم و اشک بیتو خاموش است، مانند شمعی که در خاموشی میسوزد و روزها را بدون تو در تاریکی میگذرانم.
او را ز صبح و شامم باشد دعای حیات
محرابم آسمان است ای قبله گاه بی تو
هوش مصنوعی: او در صبح و شب همیشه در دل دعا میکند و زندگیاش به عبادتش وابسته است، آسمان خانهی اوست و بدون وجود تو، این مکان مقدس برایش بیمعناست.
بر نقش پای هر کس از بی کسی زنم دست
دامن فشاند از من چون گرد راه بی تو
هوش مصنوعی: من بر نشانههای پای هر کس که از تنهایی در رنج است، ہاتھ میزنم و او که با دامن خود در آغوش من قرار میگیرد، انگار که دور از تو در گرداب هستم.
بینم به پرده چشم خاصیت کتان را
شبها اگر به مهتاب سازم نگاه بی تو
هوش مصنوعی: اگر شبها به نور ماه نگاه کنم، در پرده چشمم خاصیت کتان را میبینم و یاد تو در ذهنم زنده میشود.
در کنج غم نشسته شب تا سحر به یادت
ریزم ز دیده انجم ای رشک ماه بی تو
هوش مصنوعی: در گوشهای از غم نشستهام و تا صبح به یاد تو اشک میریزم ای زیبا که تو را دارم که به ماه میبالیدم و حسرت تو را میخورم.
دیوار خانه ام بود پیوسته تکیه گاهم
رفتی و رفت بر باد پشت و پناه بی تو
هوش مصنوعی: دیوار خانهام همیشه تکیهگاه من بود، اما تو رفتی و دیگر هیچ حمایتی ندارم، همه چیز بدون تو به باد رفت.
شاید که بر سر من روزی قدم گذاری
چون نقش پا نشینم سرهای راه بی تو
هوش مصنوعی: شاید روزی قدمی بر سر من بگذاری، مانند ردپایی که به یاد تو بر زمین مانده، و من در کنار جادههای بی تو نشسته باشم.
جرمی که سر زد ای شاه بر سیدا ببخشای
یعنی که زنده بودن باشد گناه بی تو
هوش مصنوعی: ای شاه، خطایی که بر سیدا من مرتکب شدم را ببخش، چرا که بدون تو زندگی کردن، خود گناهی بزرگ است.