برگردان به زبان ساده
هر شب چو شمع دارم سوز و گداز بی تو
چون کاکلت نماید شبها دراز بی تو
هوش مصنوعی: هر شب بدون تو احساس درد و رنج میکنم، مانند شمعی که برای تو میسوزد. وقتی که موهایت را در شب به یاد میآورم، شبها برایم طولانی و بیپایان میشود.
مرهم نهاده ناصور بر زخم سینه من
بیماریم شد افزون ای چاره ساز بی تو
هوش مصنوعی: ناصور بر زخم سینهام مرهم گذاشته، اما بیماری من بیشتر شد. ای کسی که چارهام هستی، بدون تو حال من بدتر میشود.
آئینه دل من افتاده از نظرها
بر خاک تیره مالد روی نیاز بی تو
هوش مصنوعی: دل من که روزی روشن و صاف بود، اکنون در میان غم و اندوه بر خاک سیاه افتاده و به یاد تو تنهاست.
شبها ز بند بندم افغان برون برآید
چون نی شکسته حالم ای دلنواز بی تو
هوش مصنوعی: شبها از دل شکستهام نالهای بلند بر میخیزد، همانند نی که شکسته شده است. ای دلنواز، بی تو من دچار حالتی پریشانم.
محراب از دو جانب بر روی من کشد تیغ
مسجد اگر درآیم ای قبله ساز بی تو
هوش مصنوعی: اگر به مسجد بروم، دو طرف محراب شمشیر بر من میکشد و میخواهد مرا به خطر بیندازد، زیرا تو (ای قبلهساز) در کنارم نیستی.
از رفتن تو افتاد در خانه من آتش
چون داغ از دل من گل کرد راز بی تو
هوش مصنوعی: وقتی تو رفتی، خانهام دچار آتشسوزی شد و این آتش مانند داغی در دل من، راز نبودنت را بیدار کرد.
چون مرغ نیم بسمل کارم بود تپیدن
در صیدگاه نازت ای شاهباز بی تو
هوش مصنوعی: من مانند مرغی ناتوان در آشیانهام که فقط میتپد و در دام تو، ای شاهباز زیبا، در انتظار تو هستم.
احوال سیدا را از قمریی چمن پرس
چون سبزه پایمال است ای سرو ناز بی تو
هوش مصنوعی: در مورد وضعیت سیدا از پرندهای در چمن بپرس، زیرا سبزه تحت فشار قرار گرفته و بیتو ای سرو ناز!