برگردان به زبان ساده
شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او
بوی خون بلبل آید از گل تصویر او
هوش مصنوعی: نقاشی که به شوخی با رنگها بازی میکند، تسخیر شده است و بوی خون بلبل از گلهایی که تصویر او را به نمایش میگذارند، به مشام میرسد.
شوخ نقاشی که خون می ریزد از تحریر او
می پرد رنگ از رخم از دیدن تصویر او
هوش مصنوعی: نقاشی ماهر و شوخ، با قلم خود به گونهای طراحی میکند که به نظر میرسد خون میریزد. وقتی من چهرهاش را میبینم، رنگ از روی صورتم میرود و تحت تأثیر تصویر او قرار میگیرم.
در بیابانی که من طرح شکار افگنده ام
از سواد سایه اش رم می کند نخچیر او
هوش مصنوعی: در بیابانی که من شبکهای برای شکار ایجاد کردهام، سایهی آن شکار از ترس به سرعت دور میشود.
کوهکن را کرد عشق آشکار آخر هلاک
عاقبت دریای خون گردید جوی شیر او
هوش مصنوعی: عشق بر کوهکن نمایان شد و در نهایت او را به هلاکت رساند. در پایان، جوی شیر او به دریا ویرانی تبدیل شد.
سر بریدن خامه را راه سخن واکردن است
عرضحال خویش گویم در ته شمشیر او
هوش مصنوعی: برای بیان خواستههای خود باید از قلم استفاده کنم و این قلم مانند شمشیری است که حقیقت را به من نشان میدهد.
در تلاش زلف او خوبان به هم پیچیده اند
حلقه گوش پریرویان بود زنجیر او
هوش مصنوعی: در تلاش برای به دست آوردن زلف دلفریب او، زیبایان در هم تنیده شدهاند و حلقه گوش پری رویان به عنوان زنجیر او شناخته میشود.
سیدا از بس که دارم اشتیاق ناوکش
سبز میگردد به مغز استخوانم تیر او
هوش مصنوعی: عشق تو چنان در جانم نفوذ کرده که تیر تأثیرش به عمق وجودم رسیده و مرا دچار شوق و اشتیاق کرده است.