برگردان به زبان ساده
مجلس افروزیی رخساره نیکویت کو
کاکل افشانی آن قامت دلجویت کو
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و جذابیت کسی اشاره میکند که چهرهای دلنواز دارد و موهایش به زیبایی بر روی قامتش ریخته است. او به شادی و روشنی مجلس اشاره کرده و از زیبایی این شخص به عنوان دلیلی برای داشتن مجالس شاد یاد میکند.
طایر ناوک مژگان تو پر ریخته شد
قادر انداز کمانداریی ابرویت کو
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاطر تیرکمان مژگان تو زخمی شده، از شدت زیبایی ابروهای تو به زمین افتاده و پرهایش ریخته است.
لیلی حسن تو چادر شب خط پوشیده
اضطراب دل مجنون سر کویت کو
هوش مصنوعی: چهره زیبای تو همچون چادر شب، دل مجنون را که در کنار خیابان توست، پر از نگرانی و اضطراب کرده است.
دو جهان بود شهید نگه جادویت
فتنه نرگس مردمکش جادویت کو
هوش مصنوعی: در دو جهان، تو را به عنوان یک شهید مینگرم. زیبایی چشمان تو مانند فتنۀ نرگس بر دلها تسلط دارد. جاذبۀ تو کجاست؟
آنکه از هیچ سبب رام نمی شد به کسی
ناشده رام کس آن تندی آهویت کو
هوش مصنوعی: آن که به هیچ دلیلی تسلیم نمیشد، حالا چرا به دست کسی تسلیم شده است؟ آن دل تند و سرکش تو کجاست؟
آب می کرد به نظاره دل مردم را
پادشاهانه نظر کردن آهویت کو
هوش مصنوعی: آب به آرامی در حال جاری شدن بود و مردم با احترام و توجه به تماشا نشسته بودند. دل آنها به جستجوی زیباییها و شگفتیهای طبیعت بود، مانند آهویی که با وقار و زیبایی مینوشد.
حرف پهلوزده می گفت همه عمر به ما
آنکه چون بند قبا بود به پهلویت کو
هوش مصنوعی: شخصی که همیشه کنار ما بود، در تمام عمرش با سخنانش ما را راهنمایی کرد. او مانند بند قبا، به ما کمک میکرد و به ما نزدیک بود.
می کشیدی به یک انداز کمان همه کس
قامتت گشت کمان قوت بازویت کو
هوش مصنوعی: تو به راحتی میتوانستی با قدرت و زیبایی خود، همه را مجذوب کنی، اما حالا از تو فقط قوت بازویت باقی مانده است.
خوی بیگانه وشی پیش گرفتی ورنه
سیدا از دل و جان بود دعاگویت کو
هوش مصنوعی: اگرچه رفتارها و ویژگیهای بیگانه را در پیش گرفتهای، اما سیدا، از عمق دل و جان، دعاگوی توست.