برگردان به زبان ساده
از دل زارم نفس مأیوس می آید برون
بوی شمع کشته زین فانوس می آید برون
هوش مصنوعی: از دل ناتوانم، نفس ناامید و غمگین فریاد میکند. بوی شمعی که خاموش شده، از این چراغ بیرون میآید.
در گلستانی که گردد نوخط من جلوه گر
سبزه اش همچون پر طاووس می آید برون
هوش مصنوعی: در باغی که رنگ و بویی تازه دارد، نوشتهام جلوهگر میشود و سبز شدنش مانند پرهای زیبای طاووس درخشان و جذاب است.
زآستین شاخ گلهای چمن وقت خزان
جای هر برگی کف افسوس می آید برون
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، از دستهای شاخهای گلهای چمن، به جای هر برگی که افتاده است، حسرت و افسوس به بیرون میریزد.
نشاء می عاقبت دیوانگی بار آورد
رفته رفته عاشق از ناموس می آید برون
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب در نهایت باعث دیوانگی میشود و به تدریج عشق از قید و بندهای اجتماعی و خانوادگی رها میشود.
شمع رخسار که امشب خانه روشن می کند
مرده پروانه از فانوس می آید برون
هوش مصنوعی: امشب چهرهات مانند شمع، خانه را روشن کرده است و پرواز پروانه که جانش را فدای عشق کرده، از نور این شمع بیرون میآید.
بانگ هستی خشک مغزان را صدای رحلتست
ناله واحسرتا از کوس می آید برون
هوش مصنوعی: صدای زندگی برای افرادی که درک درستی از آن ندارند، مانند زنگ خطر مرگ است. ناله و افسوس از این صدا به گوش میرسد و نشاندهندهی عدم آگاهی آنهاست.
منعمان عهد ما هر جا که منزل می کنند
از زمین قارون پی پابوس می آید برون
هوش مصنوعی: هر کجا که دوستان ما ساکن میشوند، زمین به نشانه احترام و ارادت به ما، خود را از زیر آنها نمایان میکند.
سیدا با این فغان گر پا گذارم سوی دیر
پیشباز ناله ام ناقوس می آید برون
هوش مصنوعی: با این که صدای دلنواز تو به گوش میرسد، اگر به سوی میخانه بروم، نالهام مانند صدای ناقوس به بیرون میآید.