برگردان به زبان ساده
ساقی ز حدیث می و پیمانه گذشتیم
تا چشم تو دیدیم ز میخانه گذشتیم
هوش مصنوعی: ما از صحبت درباره شراب و پیمانه عبور کردیم و به جایی رسیدیم که وقتی چشمت را دیدیم، دیگر به یاد میخانه نیفتادیم.
تا چند به زلف تو کند دست درازی
دشمن شده از دوستی شانه گذشتیم
هوش مصنوعی: چقدر باید به دلخوری و بدی دیگران توجه کنیم؟ ما از دوستی و محبت عبور کردهایم و به آسیبهای دوستی رسیدهایم.
از گوشه ویرانه خود پای کشیدیم
تا در طلب کوی تو از خانه گذشتیم
هوش مصنوعی: از گوشهای خراب و ویران، قدمهای خود را برداشتیم تا برای جستجوی کوی تو از خانه بیرون برویم.
از کاکل تو روی دلی بس که ندیدیم
گفتیم پریشان و چو دیوانه گذشتیم
هوش مصنوعی: از زیبایی موهای تو، دلهای زیادی را تحتتأثیر قرار دادیم که هیچگاه ندیدیم. ما با حالتی پریشان و بهسان دیوانگان از کنار تو گذشتیم.
گریان به در خانه فانوس رسیدیم
نالان به سر تربت پروانه گذشتیم
هوش مصنوعی: به در خانهٔ کسی که در زندگیاش نور امید و روشنایی بوده، با اشک و اندوه رسیدیم و سپس با حالت ناله به سر مزار پروانه رفتیم.
بر زمزمه اهل جهان گوش نکردیم
زین قوم شنیدیم صد افسانه گذشتیم
هوش مصنوعی: ما به سخنان و آوازهای مردم دنیا توجه نکردیم و از این گروه داستانهای زیادی شنیدیم و از کنارش گذشتیم.
در سلسله خلوتیان دوش رسیدیم
دامن به میان برزده رندانه گذشتیم
هوش مصنوعی: ما شب گذشته در جمع اهل راز و معرفت به هم رسیدیم و با ناز و جلوهای خاص از میان آن جمع گذشتیم.
در بزم حریفان جهان کج نگرستیم
ساغر به کف آورده و مستانه گذشتیم
هوش مصنوعی: در جمع دوستان و رقبای زندگی، به دور از نگرانیها و نگاههای منفی، با ساغری در دست بیخیال و شاداب پیش رفتیم.
چون مور رسیدیم سر خرمن دو نان
پروازکنان از هوس دانه گذشتیم
هوش مصنوعی: وقتی به خوشی و فراوانی رسیدیم، مانند موری که به سرِ خوشهای میرسد، بیخبر از خواستهامان، از لذتِ دانهها عبور کردیم.
بر گنج و گهر چشم چو سید نگشادیم
صد مرتبه از گوشه ویرانه گذشتیم
هوش مصنوعی: ما به ارزش و ثروت چشم ندوختهایم و بارها از کنار خرابهها عبور کردهایم.