برگردان به زبان ساده
دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
این خانه را چو کعبه سیه پوش کرده ام
هوش مصنوعی: دل خود را به زیبایی خطی که در گوشه سرم وجود دارد سپردهام و این مکان را مانند خانه کعبه با سیاهی پوشاندهام.
هر جا روم به سوی توام هوش می برد
عمریست راه خانه فراموش کرده ام
هوش مصنوعی: هر جا که بروم، به یاد تو هستم و فکر من را مشغول کردهای، سالهاست که راه خانهام را فراموش کردهام.
ایمن کنم ز خیره نگاهان رخ تو را
آئینه را گرفته نمدپوش کرده ام
هوش مصنوعی: برای محافظت از چهره زیبایت در برابر دیدگان حسودان، من آینه را گرفته و بر رویش پوششی گذاشتهام.
مژگان من چو سنبل تر سبز گشته است
زلف تو شب به خواب در آغوش کرده ام
هوش مصنوعی: مژگان زیبای من مانند سنبل تازه و سبز شده است و من در خواب، شب را در آغوش چهره تو سپری کردهام.
مأوای من که تنگ تر از روی ناخن است
همچون نگین گرفته و خاموش کرده ام
هوش مصنوعی: جایگاه من به اندازهای کوچک و تنگ است که چیزی شبیه به نگینی بیصدا در آن قرار گرفته است.
برتر بتم رسیده مرا نام برده یی
سر در کفن کشیده ام و گوش کرده ام
هوش مصنوعی: من به مقام و مرتبهای رسیدهام که نامم را گفتهاند و به گونهای در حالت خاموشی و جدیت قرار گرفتهام.
ای سیدا به بحر گهر داده ام عوض
هر قطره یی که همچو صدف نوش کرده ام
هوش مصنوعی: ای آقا، من تمام سرمایهام را در دریای گوهری به تو دادهام، به ازای هر قطرهای که مانند صدف از دریا نوشیدهام.