برگردان به زبان ساده
از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
بی دماغم در سراغ نکهت گل می روم
هوش مصنوعی: از باغ بیرون میروم، مانند بلبل که با صدای دلافزا آواز میخواند. حال و حوصلهام خوب نیست و تنها به دنبال رایحه گلها میروم.
در بساطم زاد راهی نیست جز سرگشتگی
گرد بادم در بیابان توکل می روم
هوش مصنوعی: در زندگیام هیچ راهی جز سردرگمی ندارم و مانند گردی در بیابان، با نهایت توکل پیش میروم.
می کنند آزادگان اول فلک را پایمال
موج سیل نوبهارم از سر پل می روم
هوش مصنوعی: آزادگان در آغاز، بر فراز آسمان، با قدرت خود، موجهای نوبهار را زیر پا میگذارند و من از روی پل، به سمت جریان میروم.
از جنون پیچیده ام دامن به زنجیر کمر
از چمن امروز همچون بوی سنبل می روم
هوش مصنوعی: در حالتی از شور و جنون، خود را به زنجیر دلم بستهام و از میان گلها و چمنها، با عطر خوش سنبل قدم برمیدارم.
گر گذارم پای خود در کوچه باغ اهل جاه
همچو باد صبح با چندین تغافل می روم
هوش مصنوعی: اگر پایم را در کوچه و باغ کسانی که مقام و جلال دارند بگذارم، مانند باد صبح با بیتوجهی و بیخیالی عبور میکنم.
نیست از آشفتگی تاب ملاقات کسی
از نسیمی هر طرف چون زلف کاکل می روم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به نوعی ناامنی و ناتوانی اشاره میکند که نمیتواند با کسی ملاقات کند. او مانند نسیمی که در هر سمت میوزد، بیهدف و آشفته در حال حرکت است، به یاد زلفی که به دور و برش پیچیده است. این تصویر نشاندهنده احساس بیقراری و عدم تمرکز است که در زندگی تجربه میکند.
چون عصا اندیشه یی از کس ندارم سیدا
پیش پیش دشمن خود بی تأمل می روم
هوش مصنوعی: من هیچ فکر و اندیشهای از کسی ندارم، بنابراین بیپروا و بدون تأمل به سوی دشمن خود پیش میروم.