برگردان به زبان ساده
فصل خزان رسید و نشاط و طرب نماند
کاری مرا به مشغله روز و شب نماند
هوش مصنوعی: فصل پاییز فرا رسید و دیگر خبری از شادی و سرور نیست. مشغولیتها و کارها، زمان روز و شب مرا پر کرده و فرصتی برای لذت بردن باقی نمانده است.
باد خزان ربود حرارت ز آفتاب
در شمع بزم اهل جهان تاب و تب نماند
هوش مصنوعی: باد پاییزی گرمای آفتاب را از شمع جشن و سرور مردم ربوده و دیگر نشانی از شادابی و نشاط باقی نمانده است.
تمکین ز شیخ شد ز مریدان سکوت رفت
در بزرگان حیا و به طفلان ادب نماند
هوش مصنوعی: از رفتار و برخورد شیخ، پیروان او زبانشان بند آمده و بزرگان حیا را از دست دادهاند و دیگر ادب و نزاکت حتی در کودکان باقی نمانده است.
باغ امیدواریی ما را هوا رسید
در عهد ما به نخل تمنا رطب نماند
هوش مصنوعی: باغ امیدواری ما به خوشی و طراوت رسید و در زمان ما دیگر انتظاری برای رسیدن میوههای شیرین نمانده است.
شد صفحه ها سفید زبان قلم خموش
بر لوح سینه ها رقم منتخب نماند
هوش مصنوعی: برگهای کاغذ خالی شده و قلم دیگر نمیتواند چیزی بنویسد؛ بر دلهای مردم، تنها کلمات برگزیده باقی مانده است.
تا خیرگاه حاتم طی گشت سرنگون
جز خاک توده یی به دیار عرب نماند
هوش مصنوعی: به جایی که روزگاری حاتم طائی، بزرگترین بخیل عرب، زندگی میکرد، فقط تودهای خاک ویران مانده است و دیگر نشانی از آن خیرخواهی و بزرگی وجود ندارد.
مردود کرد خصم تو را دهر سیدا
در هیچ سینه دوستی بولهب نماند
هوش مصنوعی: روزگار تو را از دوستی رانده است، و در هیچ دل دوستی مانند آن ابن ابی لهب باقی نمانده است.