برگردان به زبان ساده
از دل دنیاپرستان ذوق صحبت برده اند
روشنایی از چراغ اهل دولت برده اند
هوش مصنوعی: دنیاپرستان عشق و شوق گفتگو را از دل خود گرفتهاند و نور و روشنی را از چراغ روشنایی اهل علم و معرفت سلب کردهاند.
نیست در عالم اثر از فیض عالی همتان
از هوا گرمی و از آتش حرارت برده اند
هوش مصنوعی: در دنیای ما هیچ نشانی از نعمت بزرگ و عالی نیست، بلکه همه چیز از هوا گرما و از آتش حرارت گرفتهاند.
چشم یاری بسته اند از کار یکدیگر خواص
روزگاری شد که از خویشان مروت برده اند
هوش مصنوعی: در روزگاری خاص، افراد از کمک و یاری به یکدیگر دریغ کردهاند و حتی از نزدیکان خود نیز میگذرند و به نوعی از صفات نیک و مهربانی فاصله گرفتهاند.
کرده تا پای طمع آزادگان را بی قرار
از نهال سرو بار استقامت برده اند
هوش مصنوعی: از زمانهای دور، به خاطر آرزوهای بزرگ و امیدهای بلند، آزادگان را به دنبال استقامت و ایستادگی در برابر مشکلات کشاندهاند و این امر به نوعی باعث شده تا آنها همواره در جستجوی اهداف بلند و با ثبات باشند.
بر گل آب و رنگ و بر بلبل نمی بینم نمک
از اسیران شور و از خوبان ملاحت برده اند
هوش مصنوعی: من بر روی گل و بلبل، نشانهای از لطافت و زیبایی نمیبینم؛ زیرا شور و شوق از دل عاشقان و زیبایی از چهرهی خوبان رخت بربسته است.
کی بود دور از وطن جای مسافر را قرار
در چمن از چشم شبنم خواب راحت برده اند
هوش مصنوعی: آیا میتوان جایی را برای مسافری که دور از وطن است، در نظر گرفت؟ در چمن، خواب راحت او را از دید شبنم گرفتهاند.
می کشند اول به محشر منعمان را در حساب
تا چرا عیش جهان بیرون ز قسمت برده اند
هوش مصنوعی: در روز قیامت ابتدا از ما حسابرسی میشود که چرا از نعمتهای دنیا استفاده کردهایم و چرا خوشیهای زندگیمان را از سهم و تقدیر خود خارج کردهایم.
شبنم از گلشن تماشا می کند خورشید را
امتیاز از صحبت صاحب بصیرت برده اند
هوش مصنوعی: شبنم به گلستان نگاه میکند و خورشید را میبیند، اما دیگران از گفتوگو با کسی که بینش عمیق دارد، محروم شدهاند.
بر دوات غیر اهل فکر خون گرید قلم
جانب زندان عزیزی را به تهمت برده اند
هوش مصنوعی: قلم به جای نوشتن افکار ارزشمند، به خاطر بیفکری و بیتدبیری، خون میریزد و به بهانهای نادرست کسی را به زندان انداختهاند.
کرده قمری سرو را در خانه پنهان چون ستون
در چمن تا نام آن شمشاد قامت برده اند
هوش مصنوعی: قناری در خانهاش پنهان شده و مانند ستونی در باغ دیده میشود، زیرا نام آن شمشاد بلندا را فراموش کردهاند.
آن بت نقاش تا از خانه من رفته است
بستر آسایش از پهلوی صورت برده اند
هوش مصنوعی: از وقتی آن معشوقه زیبا از خانهام رفته، آرامش و راحتی از زندگیام رخت بربسته است.
شبنم از گل بهره ور ناگشته بیرون شد ز باغ
از دعاهای سحرخیزان اجابت برده اند
هوش مصنوعی: شبنم از گل جدا شده و به باغ نرفته است، اما دعای کسانی که در صبح زود بیدار میشوند، باعث شده که نتایج مثبتی به دست آورند.
نیست آرامی درون سینه دل را سیدا
لذت آسودگی از کنج عزلت برده اند
هوش مصنوعی: در دل هیچ آرامشی وجود ندارد و لذت آسایش از گوشه تنهایی گرفته شده است.