برگردان به زبان ساده
فلک به قامت پیر خمیده می ماند
جهان بدیهه تاراج دیده می ماند
هوش مصنوعی: جهان به گونهای است که همانند یک پیرمرد خمیده شده، و به نظر میرسد که همه چیز در آن تحت سلطه و ستم است.
نهال گر به نظر نیزه است خون آلود
به باغ سرو به تیر خزیده می ماند
هوش مصنوعی: اگر نهالی که به نظر میرسد مانند نیزهای خونین باشد، پس در باغ و در کنار درختان سرو، به تیر و تیرگی پناه میبرد و باقی میماند.
کدام صید گشادست سینه را چو هدف
که ابرویش به کمان کشیده می ماند
هوش مصنوعی: کدام شکارچی است که پس از دیدن هدفش، دلش آرام گیرد، در حالی که ابروی آن هدف مانند کمان، همچنان کشیده و جالب نظر باقی میماند؟
ز جوش لاله و گل باغ شد چنان گلگون
که برگ تاک به دست بریده می ماند
هوش مصنوعی: از شدت رشد و شکوفایی لاله و گل در باغ، به قدری رنگین و سرخ شده است که برگ تاک هم به نظر میرسد که مانند بریدگی در دست مانده است.
ز بس که اهل جهان خون یکدگر خوردند
سر سپهر بنار مکیده می ماند
هوش مصنوعی: به دلیل جنگها و درگیریهای فراوانی که مردم جهان با یکدیگر داشتهاند، آسمان به رنگی تیره و مایل به قرمز درآمده و نشانی از خونریزیها و خشونتهاست.
به دست سبزخطان جام لاله گون در باغ
به چشم آهوی سنبل چریده می ماند
هوش مصنوعی: در باغ، جامی مانند گل لاله به رنگ قرمز به دست کسانی است که سبزخطا هستند و به چشم آهو، که در میان سنبلهای خوشبو قرار دارد، مینشیند.
زمانه آب طراوت ز جوی گلشن برد
زمین باغ به جیب دریده می ماند
هوش مصنوعی: زمانه، شادابی و طراوت را از گلستان گرفته و حالا زمین باغی که دچار آسیب شده، در حالت افسردگی و بیحالی باقی مانده است.
درون جامه رنگین خویش دنیا دار
به کرمهای بریشم تنیده می ماند
هوش مصنوعی: در قلب لباس پررنگ خود، به زیباییای مینگرد که مانند کرمهای ابریشم در حال تنیدن است.
مکن نصیحت دنیا به مردم ای واعظ
که این سخن به حدیث شنیده می ماند
هوش مصنوعی: ای واعظ، به مردم نصیحت نکن که این حرفها مثل داستانهای گذشته خواهد شد و تاثیری نخواهد گذاشت.
دلم زیاد قفس سیدا ملول شد
به مرغ خانه صیاد دیده می ماند
هوش مصنوعی: دل من از نشستن در قفس خسته و دلزده شده است و مثل پرندهای که در خانه شکارچی است، تنها به تماشا نشستهام.