برگردان به زبان ساده
ز دل پروانه آهم به لب مأیوس می آید
مرا بوی چراغ کشته زین فانوس می آید
هوش مصنوعی: از دل پروانه، غم و اندوهی به لبم میرسد و ناامیدانه دردم را بیان میکند. بوی شمعی که در حال سوختن است، از این فانوس به مشامم میرسد.
زده سیلی به روی نامه من دست اقبالش
که قاصد با لب خشک و کف افسوس می آید
هوش مصنوعی: دست تقدیر به من آسیبی میزند و قاصدی که خبر را برایم میآورد، با لبانی خشک و افسرده میرسد.
نسازد برق همچون شمع مجلس گرم صحبت را
کجا از مرغ دشتی جلوه طاووس می آید
هوش مصنوعی: جایگاهی که گفتگوهای دلنشین و گرم وجود دارد، نمیتواند به زیبایی روشنایی شمع باشد و درست مانند این است که در میانه صحرا، پرندهای عادی به اندازهی طاووس زیبا باشد.
تبسم بر لب آید وقت رحلت غنچه خسپان را
به گوش از خنده های گل صدای کوس می آید
هوش مصنوعی: وقتی که غنچه به خواب میرود، لبخند بر لبانش نقش میبندد و از خندههای گل، صدای ساز و نوایی به گوش میرسد.
به گرد خاطر گنجینه داران غم نمی گردد
از این ویرانه ها این جغد را ناموس می آید
هوش مصنوعی: در ذهن کسانی که صاحب ثروت و دانش هستند، از این ویرانیها و دشواریها غمی وجود ندارد. این جغد، که نشانگر شقاوت و بدبختی است، برای آنها ناآشناست.
اگر چون سرو نام خود علم سازی به آزادی
سرافرازی ز هر سو از پی پابوس می آید
هوش مصنوعی: اگر مانند درخت سرو نام خود را به بلندای آزادی برسانی، از هر سو افرادی به دنبال احترام و ستایش به سمت تو خواهند آمد.
نباشد سیدا ربطی به هم زنار بندان را
لب پرشکوه از بتخانه ها ناقوس می آید
هوش مصنوعی: بر خلاف آنکه در این دنیا هیچ ارتباطی میان افراد نیست، صدای ناقوس از معابد به گوش میرسد و حاکی از عظمت و زیبایی است.