برگردان به زبان ساده
ز سودای رخت همیان زر گل بر سرم ریزد
ز شب تا صبح مشک سوده سنبل بر سرم ریزد
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی تو، سکههای طلا بر سرم میبارد و از شب تا صبح، عطر مشک و گل سنبل بر سرم پراکنده میشود.
مهیا کرده ام ای گل برای سوختن خود را
شرار از شعله آواز بلبل بر سرم ریزد
هوش مصنوعی: ای گل، من برای سوختن خودم آمادهام. صدای بلبل همچون شعلهای بر سرم میبارد.
ز جوی آرزوی خویش تر ناکرده انگشتی
غبار حادثات از سایه پل بر سرم ریزد
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای خود، در زندگی به مشکل برخوردهام و غبار حوادث و مشکلات، مانند بارانی از سایه پل، بر سرم میریزد.
به یاد زلف او شبها کنم از سایه بالین را
پریشانی شود سبز و چو کاکل بر سرم ریزد
هوش مصنوعی: هر شب به یاد موهای او، بالشم به هم ریخته میشود و حالتی آشفته به خود میگیرد، درست مثل اینکه شاخههای سبز و زیبایی بر سرم بریزد.
به دوشم سیدا تا میرعادل سایه افگن شد
به گلشن پا گذارم باغبان گل بر سرم ریزد
هوش مصنوعی: من با عزت و احترام به سمت فردی شایسته و عادل میروم، و هنگامی که وارد باغی شگفتانگیز میشوم، باغبان بر سرم گلهای زیبا میپاشد.