برگردان به زبان ساده
کوه را افغانم آتش در جگر می افگند
بحر را اشکم به گرداب خطر می افگند
هوش مصنوعی: من با صدای نالهام کوه را به لرزه میاندازم و آتش در دل خود دارم. دریا نیز با اشکهایم در میانهی خطر غرق میشود.
جود نیسان را چه باشد آبرو پیش صدف
در عوض هر قطره یی او را گهر می افگند
هوش مصنوعی: نعمت و بخشش نیسان (بهار) چه ارزشی دارد در برابر زیبایی و قدرت صدف که در عوض هر قطرهای که به او میرسد، گوهر و جواهر تولید میکند.
دلربایان می کنند از یکدگر کسب هنر
گل ز طفلی غنچه را در فکر زر می افگند
هوش مصنوعی: دلربایان به یکدیگر هنر میآموزند، همانطور که گل در آغاز جوانهزنی به فکر پرورش کار درخشان و ارزشمندی میافتد.
گوشه میخانه را زاهد به چشم کم مبین
هر که آنجا پا نهد او را بسر می افگند
هوش مصنوعی: زاهد، به گوشه میخانه با نگاه بیتوجهی ننگر؛ زیرا هر کسی که وارد آنجا شود به مستی ویران میشود.
از بد و نیک امتیازی نیست خورشید مرا
پرتو خود را به هر دیوار و در می افگند
هوش مصنوعی: خداوند، مانند خورشید است که نورش به هر کسی و به هر جایی میتابد و میان خوب و بد فرقی نمیگذارد. نور او بر همه جا میافتد و همه را تحت تأثیر قرار میدهد.
چشم ما خو کرده چون یعقوب بر رخسار دوست
کور گردد هر که ما را از نظر می افگند
هوش مصنوعی: چشم ما عادت کرده است که به چهره محبوب نگاه کند، پس هر کسی که ما را از او دور کند، مثل یعقوب که چشمش را بر روی چهره عزیزش بسته بود، نابینا خواهد شد.
سیدا گر از لبش گویم حدیثی در چمن
غنچه از گل پیش روی خود سپر می افگند
هوش مصنوعی: اگر از لب محبوب داستانی بگویم، غنچهها در چمن به نشانهی شرم، خود را پشت گلها پنهان میکنند.