برگردان به زبان ساده
درد و داغ غم ز جان عشقبازان برده اند
مدتی شد نعمت از خوان کریمان برده اند
هوش مصنوعی: درد و اندوه ناشی از عشق، جان عاشقان را گرفته و مدتی است که نعمت از سفره بخشندگان رحمت گرفته شده است.
روزگاری شد ز صحرا برنمی خیزد غبار
خاک مجنون را ز دامان بیابان برده اند
هوش مصنوعی: زمانی بود که غبار و گرد و خاک از بیابان به سمت مجنون نمیآمد، اما حالا دیگر این غبار از دامن بیابان برده شده است.
کوه را دل گشت سوراخ و به دریا نم نماند
گوهر از آغوش بحر و لعل از کان برده اند
هوش مصنوعی: کوه به خاطر جاذبهی دلانگیز خود سوراخ شده و دیگر دریا نیز نمیتواند نگهدارندهی جواهرات خود باشد؛ در حقیقت، دریا و معادن دیگر هم از ارزش خود کاستهاند.
دفتر اشعار خود را به که اندازم در آب
بس که امروز امتیاز از نکته فهمان برده اند
هوش مصنوعی: من دفتر اشعارم را به دست کی بسپارم، چون این روزها دیگر درک و فهم از نکات لطیف شعرها کم شده است.
می برد باد خزان گل را ز پیش باغبان
پرده بیداری از چشم نگهبان برده اند
هوش مصنوعی: باد خزان، گلها را از مقابل باغبان میبرد و پرده خواب را از چشمان نگهبان کنار زدهاند.
خار ظالم بی ابا از پیش آتش بگذرد
تندی و گردنکشی از شعله خوبان برده اند
هوش مصنوعی: خار بیرحم بدون هیچ ترسی از آتش عبور میکند، در حالی که سرکشی و گردنکشی از شعله نیکان به ارث برده شده است.
حلقه شد پشت کمان و تیر شد پر ریخته
قوت از پیران و کوشش از جوانان برده اند
هوش مصنوعی: حلقهی کمان شکل گرفته و تیر به سمت پرتاب آماده شده است. توانایی و قدرت از پیران کاسته و تلاش و کوشش از جوانان گرفته شده است.
بعد ازین اهل طمع را منع کردن مشکل است
کاین گروه اول عصا از دست دربان برده اند
هوش مصنوعی: پس از این، جلوگیری از طمع ورزی دیگران کار سادهای نخواهد بود، زیرا این گروه از قبل اجازه و دسترسی به وسایل و امکانات را پیدا کردهاند.
بیشتر اهل سخن ناکام رفتند از جهان
طوطیان را خشک لب از شکرستان برده اند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد با استعداد و هنرمند در زندگی به نتیجه نرسیدند و حالا مانند پرندگان، که به زور از سرزمین شیرین و خوشمزه دور شدهاند، از نعمتها و لذتهای زندگی محروم ماندهاند.
بر لب جان پرور خوبان نمی بینم نمک
روزگاری شد اثر از آب حیوان برده اند
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، جاذبه و محبت دلنشین افرادی که باعث شادابی و زندگی میشوند، دیگر وجود ندارد. زمانه، آثار زندگی را از ما گرفته و همه چیز تغییر کرده است.
عندلیبان در گلستان بانگ رحلت می زنند
غنچه ها امروز دستی در گریبان برده اند
هوش مصنوعی: پرندگان در باغستان نغمهی وداع سر میدهند و امروز غنچهها بهروایت بیصدا در حال باز شدن هستند.
در چمن شب تا سحر آنها که عشرت کرده اند
وقت رفتن همچو شبنم چشم گریان برده اند
هوش مصنوعی: در باغ، شب تا سپیدهدم، کسانی که خوش میگذرانند، هنگام رفتن مانند شبنم، با چشمانی پر از اشک وداع میکنند.
بر زمین افتاده اند و خاک بر سر می کنند
دردمندانی که گوی از دست چوگان برده اند
هوش مصنوعی: دردمندان و مصیبتدیدگانی که در شرایط سخت و ناگواری قرار دارند، به زمین افتاده و دچار درماندگی و پریشانیاند، گویی که از مسیری که در آن بودند، به کلی بازمانده و با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند.
حلقه تسبیح خود را زاهدان گم کرده اند
رشته جمعیت از زنار بندان برده اند
هوش مصنوعی: زاهدان حلقه تسبیح خود را گم کردهاند و رشته جمعیت به دست کسانی افتاده که در پی دنیای مادی هستند.
ای خوش آن قومی که در بر روی حاکم بسته اند
از سر بازار نعمت های الوان برده اند
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن مردمی که در برابر حاکم خود ایستادهاند و از بازار، نعمتهای گوناگون را به خانه میبرند.
رهروان را پای در گل مانده است از آبله
دستگیری کردن از خار مغیلان برده اند
هوش مصنوعی: مسافران درگیر ناملایمات و مشکلات هستند و از مشکلات دیگران نیز نمیتوانند کمک کنند. در واقع، آنها خودشان در حال دست و پنجه نرم کردن با سختیها هستند و به همین دلیل از کمک به دیگران ناتواناند.
در چمن قمری همی گوید به آواز بلند
راستی از طینت سرو خرامان برده اند
هوش مصنوعی: در چمن، پرندهای به طور بلند آواز میخواند و از کیفیت و اصالت زیبایی سرو خرامان صحبت میکند.
تا خلایق در پی نفس و هوا افتاده اند
اختیار از دست فرزندان شیطان برده اند
هوش مصنوعی: مردم به دنبال خواستههای نفسانی و هواهای نفسانی خود رفتهاند و در نتیجه، اراده و اختیارشان از دست فرزندان شیطان خارج شده است.
با لب نانی که مسکینان قناعت کرده اند
روزیی خود را درست از خوان دوران برده اند
هوش مصنوعی: با نانی که افراد فقیر با قناعت به دست آوردهاند، روزی خود را از سفره روزگار تأمین کردهاند.
طرفه صاحبدولتان آورده دوران روی کار
سفره وا ناکرده کفش از پای مهمان برده اند
هوش مصنوعی: شگفتا که در این زمانه، صاحب قدرتی به سرکار آمده که سفرهاش را پهن کرده و هنوز به مهمانان خود احترام نمیگذارد و حتی کفشهایشان را از پایشان در نمیآورد.
سیدا آنها که خرمن ها به غارت داده اند
در قفای خویش آه خوشه چینان برده اند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که توانستند محصول و دارایی دیگران را به سرقت ببرند، در حقیقت آنچه را که دزدیدهاند، بر گردن خود آنها افتاده و به زودی پشیمان خواهند شد. در واقع، آنها با اقدام خود، به آزار خود پرداختند و نتیجه کارشان به خودشان بازخواهد گشت.