برگردان به زبان ساده
ز دنیا هر که شد لبریز عمرش بی بقا گردد
چو کشتی پر شود از آب گرداب فنا گردد
هوش مصنوعی: هر کسی که از دنیا سیر و پر شود، عمرش بیمانا و زودگذر خواهد بود؛ مانند کشتی که وقتی از آب پر شود، در گرداب غرق خواهد شد.
نوید وصل فارغ می کند از ناله عاشق را
جرس را چون گره از دل گشاید بی صدا گردد
هوش مصنوعی: خبر وصل، عشق را از ناله و غم رها میکند، مانند چارهای که بدون سر و صدا گرهای را از دل باز کند.
نباشد خواب آسایش به گلشن چشم شبنم را
نه بیند روح راحت هر که از منزل جدا گردد
هوش مصنوعی: کسی که از خانه و کاشانهاش جدا میشود، روح آرامش و راحتی را نخواهد داشت و در گلشن نیز خواب آسایش را نخواهد دید؛ چرا که چشم شبنم این زیبایی را نمیبیند.
به بستان از شجرها تاک دارد سرفرازی ها
بلند اقبالی دوران نصیب دست وا گردد
هوش مصنوعی: در باغ، درختان انگور باعث افتخار و سربلندی هستند و دست بلا به سراغشان خواهد آمد.
به کوه از کهکشان هر روز این آواز می آید
ز دوران لعل بیند زدروی کهربا گردد
هوش مصنوعی: هر روز صدایی از کهکشان به کوه میرسد که نشاندهنده زیبایی و درخشانی است، همچنان که لعل درخشان بر روی کهربا نمایان میشود.
اگر چین جبین از روی خود چون غنچه برگیری
ز عکس چهره ات آئینه باغ دلگشا گردد
هوش مصنوعی: اگر پیشانیات را از روی چهرهات برداری، مانند غنچهای که شکوفا میشود، تصویر چهرهات باعث روشنی دلها خواهد شد.
به تقوی دست ده از نفس ظالم تا شوی ایمن
ز سگ آزارها بیند گدا چون بی عصا گردد
هوش مصنوعی: اگر با تقوی و پرهیزکاری ارتباط برقرار کنی و از نفس سرکش و ظالم خود فاصله بگیری، به ایمنی میرسی و دیگر آسیبها و آزارهای دنیوی تو را نمیترساند. مانند گدایی که وقتی عصایش را از دست میدهد، به مشکل برمیخورد و آسیبپذیر میشود.
نخواهم ریخت از کف دانه زنجیر سودا را
ز سنگ کودکان گر بر سر من آسیا گردد
هوش مصنوعی: من از دست نخواهم داد زنجیر آرزوهایم را، حتی اگر سنگهای کودکان بر سرم بریزند و آسیابی به جانم بیفتد.
به شبنم سیدا هر صبحدم خورشید می گوید
زمین و آسمان فرش ره بیدست و پا گردد
هوش مصنوعی: هر روز صبح، هنگام طلوع خورشید، زمین و آسمان با زیبایی و لطافت، راهی را برای مهمانان الهی آماده میکنند.