برگردان به زبان ساده
ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه میسوزد
تو در یک خانه آتش میزنی صد خانه میسوزد
هوش مصنوعی: به خاطر حسادت به کلبهٔ سادهٔ من، کعبه و معبدها در آتش میسوزند. تو تنها در یک خانه آتش روشن میکنی، اما آتش به صد خانه دیگر هم آسیب میزند.
تو می با غیر مینوشی و میگردم کبابت من
تو شمع انجمن میگردی و پروانه میسوزد
هوش مصنوعی: تو با دیگران مشغول شادی و خوشگذرانی هستی، در حالی که من همچنان به یاد تو و شوق تو میسوزم. تو مانند شمع در جمع هستی و دیگران به دور تو میچرخند، در حالی که من در خاموشی و غم تلاش میکنم تا به تو نزدیک شوم.
به جسم و جان من ای برق بیپروا مروت کن
تو بر کاه من آتش میزنی و دانه میسوزد
هوش مصنوعی: ای برق بیپروا، بر من رحم کن! تو با زدن به کاه، آتش ایجاد میکنی و دانهها را میسوزانی.
نگاه گرم در میخانهٔ من از که افتادست
می از خُم تا برآید شیشه و میخانه میسوزد
هوش مصنوعی: نگاه محبتآمیز در میخانهام دیگر از کسی نیست. تا زمانی که شراب از خمره بیرون نیاید، شیشه و خود میخانه در حال آتشسوزیاند.
تو را امروز همچون موی آتشدیده میبینم
کدام آشفته بر تسخیر زلفت شانه میسوزد
هوش مصنوعی: امروز تو را مانند مویی میبینم که در آتش سوخته و به دست کسی آشفته شده است؛ کسی که در تلاش است تا زلفهای تو را تسخیر کند و در این راه از خود میسوزد.
نمیریزد کسی بر آتش بیتابیام آبی
به حالم آشنا میگرید و بیگانه میسوزد
هوش مصنوعی: هیچ کس بر آتش بیتابی من آبی نمیریزد؛ حال من آشنایی دارد که میگرید و بیگانهای در این میان میسوزد.
به یادِ آن گل رو سیدا شمعی که افروزم
به گلشن بلبل و در انجمن پروانه میسوزد
هوش مصنوعی: به خاطر یاد آن گلی که زیباست، شمعی را در باغ روشن میکنم که بلبل برایش آواز میخواند و پروانه در کنار آن میسوزد و میچرخد.