برگردان به زبان ساده
خم تهی شد از می و دور قدح از پا فتاد
بزم آخر گشت و طاقی از سر مینا فتاد
هوش مصنوعی: جام پر از شراب خالی شد و لیوان نیز از دست افتاد. پایان مجلس نزدیک است و شکاف از بالای مینا ایجاد شده است.
بی ادب خود را به اندک فرصتی سازد هلاک
بیستون از جا برفت و کوهکن از پا فتاد
هوش مصنوعی: بیادبی و ناپاکی آدمها میتواند در کسری از زمان باعث نابودی آنها شود؛ مانند آنکه بلایی بر سر کشاورزی بیفتد و زمینهایش ویران شود.
مرغ دل را در کمند آورد و گرد دل نگشت
آه از آن صیدی که بر صیاد بی پروا فتاد
هوش مصنوعی: پرنده دل را در دام انداخت و دور دل نچرخید، وای بر آن صیدی که بیپروا به صیاد افتاد.
قرضدار از شهر بگریزد ز دست قرضخواه
لاله داغ از سینه من برد و در صحرا فتاد
هوش مصنوعی: کسی که بدهکار است، از شهر فرار میکند تا از دست طلبکاران نجات یابد. مانند لالهای که از سینهام زخم خورده و در بیابان افتاده است.
رفت حاتم از جهان و جانشین از وی نماند
خم به سر غلتید در دنبال او مینا فتاد
هوش مصنوعی: حاتم به دارفانی وداع گفت و بعد از او هیچ کس جایش را نگرفت. در پی او، جام می بر زمین افتاد و در حال غم و اندوه، سرش خم شد.
سیدا چون سر و سبزم در بهار و در خزان
بر سرم تا سایه زان شاخ گل رعنا فتاد
هوش مصنوعی: ای کاش مانند درختان سرسبز بهاری بودم که در فصل پاییز هم سبز بمانم و سایهام بر روی گلهای زیبا بیفتد.