برگردان به زبان ساده
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغها
پامال شبنم گل روی تو باغها
هوش مصنوعی: ای فرش، بوی خوش سنبل زلفت را در باغها پخش کرده است و عطر شبنم بر روی گلهای تو، همه جا را پر کرده است.
امشب بیا به کلبهام ای رشک بوستان
کز روغن گل است لبالب چراغها
هوش مصنوعی: امشب به خانهام بیا، ای کسی که حسرت باغ را به دل داری، زیرا چراغها از روغن گل پر شده و روشن هستند.
نامم میان سوختگان تا بلند شد
خود را به لاله زار کشیدند داغها
هوش مصنوعی: وقتی نامم در میان آتشزدگان بلند شد، داغها به سمت لالهزارها کشیده شدند.
زان یار خانگی خبری هیچ کس نگفت
لبریز شد ز آبله پای سراغها
هوش مصنوعی: از آن یار نزدیک، هیچکس خبری نیاورد و او از غم و درد، دچار زخمهای بیشمار شد.
امروز بس که ریختهای خون بلبلان
بربسته شد به خلق ره کوچهباغها
هوش مصنوعی: امروز به قدری بلبلان را کشتهای که مردم دیگر نمیتوانند به کوچهباغها بروند و در آنجا آرامش داشته باشند.
در آفتاب سوخته گشتند قمریان
بر سایههای سرو نشستند زاغها
هوش مصنوعی: پرندگان قمری در گرمای آفتاب به سایههای درختان سرو پناه بردند و زاغها هم در آنجا نشستهاند.
در هیچ دل نماند غم عشق سیدا
شد پیر در خیال جوانان دماغها
هوش مصنوعی: در دل هیچکسی غم عشق باقی نمانده است؛ سیدا در افکار خود به یاد جوانانی است که آرزوها و احساسات زیادی دارند.