برگردان به زبان ساده
جود و سخا به مردم عالم نمانده است
نام و نشان ز منزل حاتم نمانده است
هوش مصنوعی: بخشش و generosity در میان مردم دنیا کم شده است و اثری از نام و یاد حاتم طایی، که نماد سخاوت بود، باقی نمانده است.
یکسان کند به باغ تماشای خار و گل
امروز امتیاز به شبنم نمانده است
هوش مصنوعی: امروز دیگر فرقی بین زیبایی و زشتی وجود ندارد و همه چیز در باغ به یک شکل است. دیگر شبنم هم نمیتواند امتیازی به گلها بدهد.
از دل می صبوح کدورت نمی برد
خاصیتی که بود به مرهم نمانده است
هوش مصنوعی: دل هرگز از کدورت و ناخرسندی پاک نمیشود، زیرا خاصیتی که باید داشته باشد، مثل مرهمی که بر زخم بماند، وجود ندارد.
گلها چو غنچه سر به گریبان کشیده اند
در هیچ سینه یی دل خرم نمانده است
هوش مصنوعی: در این دوران، گلها مانند غنچههایی که در درون خود پنهان شدهاند، به حالت افسردگی و غم قرار گرفتهاند و در هیچ قلبی شادی و خوشحالی باقی نمانده است.
ساغر ز پیش خم به لب خشک می رود
در شیشه ها باده کشان نم نمانده است
هوش مصنوعی: جامی که از کنار خم میگذرد، به آرامی از لب خشک میرود و در شیشهها دیگر هیچ بادهای باقی نمانده است.
باقیست گرد راه به مژگان حاجیان
آبی مگر به چشمه زمزم نمانده است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که گرد و غبار مسیر، از مژگان حاجیان بر روی زمین باقی مانده است، مگر اینکه آبی در چشمه زمزم باقی مانده باشد.
در خانه های اهل کرم سیدا مرو
آنجا به غیر صورت آدم نمانده است
هوش مصنوعی: در خانههای افراد بخشنده و نیکوکار، تنها شکل ظاهری انسان باقی مانده است و هیچ چیز دیگری وجود ندارد.