برگردان به زبان ساده
تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
نرگس خلد برین باغ مرا چشم بد است
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن درخت بلند و زیبای سرو در باغ من است، وجود نرگس و گلهای خوشبو برای من خوشایند نیست؛ زیرا چشم بدی به این باغ میخورد.
هیچ کس از دل من کلفت ایام نبرد
روزگاریست که آئینه من در نمد است
هوش مصنوعی: هیچکس از احساسات عمیق و درونی من خبر ندارد. روزگار سختی را میگذرانم و به گونهای است که تصویر واقعی من در چهرهام پنهان شده است.
از چمن کام توان یافت در ایام بهار
سبزه خط گل روی تو ما را سند است
هوش مصنوعی: در فصل بهار میتوان از چمن سبب خوشی و شادابی را یافت، اما زیبایی و گل روی تو برای ما به مثابه مدرکی است که نشانهای از عشق و محبت ماست.
وعده دادن به گدا سیلی روی طمع است
دست بر سینه ارباب کرم دست رداست
هوش مصنوعی: وعده دادن به کسی که در فقر و نیاز است، مانند این است که او را با امیدواری دروغین فریب دهیم. در واقع، امید به کمک یا لطف از جانب کسی، باید همراستا با عمل و حقیقت باشد.
پیش نادان سخن پست بلند اقبالست
طفل را غنچه کاغذ گل روی سبد است
هوش مصنوعی: در حضور افراد نادان، حرفهای بیارزش و بیمحتوا به نظر میآید، اما برای یک کودک، زیبایی و ارزش هرچیزی مانند شکوفهای در کاغذ گل را مینمایاند.
مردن او لاست یحی که شود پرده نشین
شمع را روزن فانوس شکاف لحد است
هوش مصنوعی: زمانی که او میمیرد، مانند این است که شمع در جایی تاریک، پردهنشینی را آغاز میکند، و در اینجا روزنهای است که نور به درون تابیده میشود.
گنبد چرخ که بر رفعت خود می نازد
به مقیمان سر کوی تو پای رسد است
هوش مصنوعی: گنبد آسمان که به بلندی و زیباییاش میبالد، در برابر ساکنان کوی تو تسلیم میشود.
هر که همدوش تو شد مرگ رود از یادش
قدر رعنای تو همسایه عمر ابد است
هوش مصنوعی: هر کسی که همراه و همپای تو باشد، مرگ را فراموش میکند. زیبایی تو همچون همسایهای است که عمر جاودان دارد.
سیدا از سفر کعبه دل پای مکش
در بیابان طلب هر سر خاری بلد است
هوش مصنوعی: ای سید، وقتی از سفر به شهر کعبه بازمیگردی، دل خود را در بیابان عشق سرگردان نکن، زیرا هر خار و چوبی در این بیابان سرنخی برای هدایت دارد.