برگردان به زبان ساده
زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی
هوش مصنوعی: چه باغی زیبا و شگفتانگیز که از بالا شکوفه زده است، چه ارزش و چه لطفی در آن وجود دارد، خداوند بزرگ و پرحمد و عظیم است.
زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور
زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا
هوش مصنوعی: بهبه! چه زیبا، چه نورانی، چه شگفتانگیز و هیجانانگیز است! چه گوهر باارزشی که بهصورت پراکنده در دنیا وجود دارد. چه نیرویی و محبت عمیقی که در پسزمینه تمام این زیباییها وجود دارد.
زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال
زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی
هوش مصنوعی: این بیت به وصف زیبایی و عظمت میپردازد. شاعر به ستایش ویژگیها و نعمتهای گوناگون میپردازد و از حالتهای مختلف و حالات بلندپروازانه سخن میگوید، که باعث میشود انسان به آسمانها و اوجها نزدیک شود. به طور کلی، این سخن بیانگر شادی و شگفتی از نعمتها و زیباییهای زندگی است.
چو جان سلسلهها را بدرد به حرونی
چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و چه لیلا
هوش مصنوعی: وقتی جان ارتباطات و رشتهها را بگسلد، در چنین حالتی فرقی نمیکند که چه کسی باشد: ذوالنون، مجنون، لیلی یا لیلا.
علمهای الهی ز پس کوه برآمد
چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه والا
هوش مصنوعی: علمهای الهی همچون خورشیدی از پشت کوهها طلوع کردند، به طوری که هیچکس از مقام و رتبه خود نمیتواند از تأثیر آنها در امان بماند، چه پادشاهان بزرگ و چه والیان و مقامات.
چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را
بزن گردن آن را که بگوید که تسلا
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به حالتی اشاره کرده که موجب شده تا انسان احساس ناامیدی و غمگینی کند. به نظر میرسد که این حالت به دلیل یک اتفاق ناخواسته یا نادرست در زندگیاش به وجود آمده است. شاعر به فردی که بخواهد او را به آرامش دعوت کند، انتقاد میکند و میگوید که بهتر است او را سرزنش کند، زیرا مشکل اصلی و درد را نمیتوان با سخنان ساده حل کرد.
چو بیواسطه جبار بپرورد جهان را
چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه سهلا
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند بدون هیچ واسطهای جهان را خلق کرد، دیگر نه نیازی به قوانین مشخص است و نه به هیچ گونه قاعدهای برای مدیریت آن.
گر اجزای زمینی وگر روح امینی
چو آن حال ببینی بگو جل جلالا
هوش مصنوعی: اگر اجزای زمین و یا روح پاک را ببینی که به آن حالت رسیدهاند، بگو چه بسا که خدایی با جلال وجود دارد.
گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد
دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا
هوش مصنوعی: اگر عالم بالا نباشد، نگران نباش، دل غمگین نکن و خودت را نگران فریاد و سر و صدا نکن.
فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش
توی باده مدهوش یکی لحظه بپالا
هوش مصنوعی: به آرامی و بیهیجان زندگی کن و نه چیزی را بفروش و نه واگذار کن. در حالی که مست شراب هستی، لحظهای خود را بیدار کن و به یاد خود بیاور.
تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار
بپالا و بیفشار ولی دست میالا
هوش مصنوعی: تو مانند پارچهای هستی و به مانند انگور که وقتی تحت فشار قرار میگیرد، شیرهاش گرفته میشود. اما باید مراقب باشی که هرگز به طور افراطی تحت فشار قرار نگیری.
خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش
مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز مولا
هوش مصنوعی: سکوت کن و در میان این جمع بیادب حرف نزن. درباره آقا و سرور چیزی به صورت علنی بیان نکن.