برگردان به زبان ساده
مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد
ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد
هوش مصنوعی: دلبر من با حال سرمستی به سراغم آمد و دل مرا ربود. ای مسلمانان، از دست این دلبر مست فریاد و داد و فریاد برآورید.
دی دل من میجهید و هر دو چشمم میپرید
گفتم این دل تا چه بیند وین دو چشمم بامداد
هوش مصنوعی: دل من به شدت شاداب و سرزنده بود و چشمانم مدام در حال حرکت بودند. به خودم گفتم این دل چه چیزهایی میتواند ببیند و چشمانم در صبحگاه چه درکی از زیباییها دارند.
بامدادان اندر این اندیشه بودم ناگهان
عشق تو در صورت مه پیشم آمد شاد شاد
هوش مصنوعی: صبح زود، در خیال و اندیشهای بودم که ناگهان عشق تو به صورت مه جلوهگر شد و مرا شاد کرد.
من که باشم باد و خاک و آب و آتش مست اوست
آتش او تا چه آرد بر من و بر خاک و باد
هوش مصنوعی: من یک ذره کوچک هستم و از عناصر طبیعی مثل باد، خاک، آب و آتش ساخته شدهام. ولی عشق و شوق او مثل آتشی است که تأثیرش بر من و بر طبیعتی که در آن زندگی میکنم، بسیار عمیق و قوی است.
عشق از او آبستنست و این چهار از عشق او
این جهان زین چار زاد و این چهار از عشق زاد
هوش مصنوعی: عشق منبع زندگی و خاستگاه همه چیز است. این دنیا و آنچه در آن وجود دارد، از عشق به وجود آمده و به همین عشق وابسته است. زندگی و تمام پدیدهها نتیجه عشق هستند.