برگردان به زبان ساده
چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
ز روزن سر درآویزد چو قرص ماه خوش سیما
هوش مصنوعی: چه اشکالی دارد اگر محبوبم فردا دستی به من بدهد و از پنجره سرک بکشد، مانند ماهی زیبا و درخشان؟
درآید جان فزای من گشاید دست و پای من
که دستم بست و پایم هم کف هجران پابرجا
هوش مصنوعی: روح من از تنم خارج میشود و به خاطر درد هجران، دست و پایم به شدت آسیب دیده و ناتوان شده است.
بدو گویم به جان تو که بیتو ای حیات جان
نه شادم میکند عشرت نه مستم میکند صهبا
هوش مصنوعی: به او میگویم که جان من، بدون تو زندگیام را تماماً خالی و بیمحتوا میبیند؛ نه خوشحالم میکند و نه شراب مرا مست میکند.
وگر از ناز او گوید برو از من چه میخواهی
ز سودای تو میترسم که پیوندد به من سودا
هوش مصنوعی: اگر او به خاطر ناز و لطفش بگوید که برو، چرا از من چیزی میخواهی؟ من از عشق تو میترسم، زیرا ممکن است این عشق به من پیوسته و مرا درگیر کند.
برم تیغ و کفن پیشش چو قربانی نهم گردن
که از من دردسر داری مرا گردن بزن عمدا
هوش مصنوعی: من با تیغ و کفن به پیش او میروم، مانند قربانی که گردن مینهد. چون تو از من مشکل و دردسر داری، عمداً مرا بکش.
تو میدانی که من بیتو نخواهم زندگانی را
مرا مردن به از هجران به یزدان کاخرج الموتی
هوش مصنوعی: تو خوب میدانی که من بدون تو نمیتوانم زندگی کنم. برای من، مرگ بهتر از جدایی از توست.
مرا باور نمیآمد که از بنده تو برگردی
همیگفتم اراجیفست و بهتان گفته اعدا
هوش مصنوعی: من هرگز فکر نمیکردم که تو از من، بندهات، فاصله بگیری. همیشه میگفتم اینها فقط دروغ و ادعای دشمنان است.
توی جان من و بیجان ندانم زیست من باری
توی چشم من و بیتو ندارم دیده بینا
هوش مصنوعی: در وجود من، معنای زندگیام را نمیدانم، اما تو در چشمان من زندگی میکنی و بدون تو، چشمی بینا ندارم.
رها کن این سخنها را بزن مطرب یکی پرده
رباب و دف به پیش آور اگر نبود تو را سرنا
هوش مصنوعی: واژههای حساس و جدلبرانگیز را کنار بگذار و به موسیقی بپرداز. یکی از سازها را بردار و شروع به نواختن کن. اگر ساز تو نیست، پس حداقل صدای خود را به گوش بیاور.