برگردان به زبان ساده
چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را
به شست عشق دست آورد جان بت پرستش را
هوش مصنوعی: هنگامی که عشق در وجودم شناخته شد، با همان عشق زندگیام را به دست آوردم و از بند پرستش بتها آزاد شدم.
به گوش دل بگفت اقبال رست آن جان به عشق ما
بکرد این دل هزاران جان نثار آن گفت رستش را
هوش مصنوعی: به دل شنیدم که خوشبختی گفت آن روح برای عشق ما، این دل هزاران جان را فدای او کرده است و او را رستگار خواند.
ز غیرت چونک جان افتاد گفت اقبال هم نجهد
نشستست این دل و جانم همیپاید نجستش را
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و تعصب، هنگامی که جانم در خطر افتاد، اقبال نیز از حرکت ایستاد. دل و جانم به شدت مراقب اوست و او را رها نمیکند.
چو اندر نیستی هستست و در هستی نباشد هست
بیامد آتشی در جان بسوزانید هستش را
هوش مصنوعی: وقتی که در جایی که نیست، وجودی هست و در جایی که وجود دارد، عدم وجود است، آتشی در دل بیفتد که هستی را بسوزاند.
برات عمر جان اقبال چون برخواند پنجه شصت
تراشید و ابد بنوشت بر طومار شصتش را
هوش مصنوعی: زمانی که سرنوشت به انسان عمر و جوانی میدهد، پنج هزار سال به زندگیاش اضافه میکند و گویی در دفتر زندگیاش، این سالها را ثبت میکند.
خدیو روح شمس الدین که از بسیاری رفعت
نداند جبرئیل وحی خود جای نشستش را
هوش مصنوعی: خدای روح شمسالدین که به خاطر بزرگیاش جبرئیل نمیتواند جایگاه او را بشناسد.
چو جامش دید این عقلم چو قرابه شد اشکسته
درستیهای بیپایان ببخشید آن شکستش را
هوش مصنوعی: وقتی عقل من جام او را دید، مانند ظاهری شکسته و ناتوان شد و به خاطر وجود درستیهای بیپایانی که داشت، آن نقص و شکستش را نادیده گرفت.
چو عشقش دید جانم را به بالایست از این هستی
بلندی داد از اقبال او بالا و پستش را
هوش مصنوعی: وقتی عشق او را دیدم، جانم را به او تقدیم کردم و به واسطهی این احساس، از وضعیت کنونیام بالا رفت و به اوج خوشبختی رسیدم، در حالی که همزمان برخی از جنبههایم نیز به زیر درآمد.
اگر چه شیرگیری تو دلا میترس از آن آهو
که شیرانند بیچاره مر آن آهوی مستش را
هوش مصنوعی: هرچند که تو قوی و شجاعی، باید از آهو بترسی، چرا که شیران بیچاره، خود را به خاطر آن آهو به دردسر انداختهاند.
چو از تیغ حیات انگیز زد مر مرگ را گردن
فروآمد ز اسپ اقبال و میبوسید دستش را
هوش مصنوعی: زمانی که زندگی به طور ناگهانی به ما ضربهای میزند و مرگ را به جلو میآورد، بیماری یا مشکلی به وجود میآید. در این لحظه، شانس و اقبال نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و ما ناخودآگاه به استقبال آن میرویم و از آن قدردانی میکنیم.
در آن روزی که در عالم الست آمد ندا از حق
بده تبریز از اول بلی گویان الستش را
هوش مصنوعی: در روزی که در عالم پیش از آفرینش، ندا و صدای حق بلند شد، به تبریز اشاره شد و کسانی که از ابتدا پاسخ «بلی» دادند، مورد توجه قرار گرفتند.