برگردان به زبان ساده
بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما
زیرا نمیدانی شدن همرنگ ما همرنگ ما
فرار کن و از ما دور شو ای خواجه، از ننگ مستی ما رِندان(پاکباخته ایم )، چون تو توان همرنگ شدن با ما را نداری.
از حملههای جند او وز زخمهای تند او
سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
از حمله های لشگر عشق و زخم های که از خود باقی می گذارد، حتی یک رگت هم از این زخم ها در امان نیست مانند زخمه های که بر چنگ وارد می شود و هیچ سیمی در امان نیست .
اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی
بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما
راه همراه و همرنگ شدن با ما اینست که اول از شراب عشق بنوشی و سرمست و مدهوش بشوی.وقتی از خود بیخود شدی قصد همراهی ما کنی
زین باده میخواهی برو اول تنک چون شیشه شو
چون شیشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما
از این باده اگر می خواهی بنوشی باید مانند شیشه نازک بشوی یعنی از پدیده های دنیوی و تیرگی درونت رها بشی، وقتی از من کاذب رهاشدی انوقت سنگ وجود عاشقان الهی وجودت را می شکند و لبریز از عشق خواهی شد .
هر کآن می احمر خورد بابرگ گردد برخورد
از دل فراخیها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
هوش مصنوعی: هر کس که از شراب مینوشد، در دلش شادی و سرخوشی پیدا میشود و این احساسات مثبت باعث میشود که اندوه و دلتنگیهایش از بین برود.
بس جرهها در جو زند بس بربط شش تو زند
بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما
سرهنگ ما، از این حال و مستی؛ سبوی خود را بر جوی آب بکوبد و بربط را در وزن ششتو میزند و با شاهان پهلو میزند.
ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن
با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما
مریخ این دوران (نمادِ جنگ) در این جنگ دختر است، با مقنعة چگونه میخواهد وارد جنگ ما شود؟
گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر
گر قیصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما
اگر تیغ این جنگ را از خورشید و سپرش را از ماه ساختی و قیصر (نماد روم، سفیدی) هستی، بایستی از زنگ (رو سیاهی) ما درگذری.
اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما
تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما
همچون اسحاق -در حین قربانی شدن- تسلیم باش و در دریای ما (مثل آتش نمرود) خاموش شو تا کشتی نجاتت در رود گنگ ما نشکند.