برگردان به زبان ساده
به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
که سر و پا و سلامت نبود روز قیامت
هوش مصنوعی: به خدا قسم، نمیتوانم انکار کنم که در روز قیامت، نه تنها جسم بلکه روح و سلامت هم در خطر خواهد بود و بر روی راهی که به نجات و سلامت منتهی میشود، پا نخواهم گذاشت.
حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد
هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت
هوش مصنوعی: گروه عشق به شهر آمدند، ای یار مست، صدای طبل سرزنش را بشنو.
دل و جان فانی لا کن تن خود همچو قبا کن
نه اثر گو نه خبر گو نه نشانی نه علامت
هوش مصنوعی: دل و جانت را فدای عشق کن و خود را مانند پوششی درآور که هیچ اثری از آن باقی نماند، نه نشانی از خود بگذاری و نه خبری از آن.
چو من از خویش برستم ره اندیشه ببستم
هله ای سرده مستم برهانم به تمامت
هوش مصنوعی: وقتی از خودم رها شدم و به افکارم پایان دادم، ای سردی که مستی، مرا به طور کامل آزاد کن.
هله برجه هله برجه قدمی بر سر خود نه
هله برپر هله برپر چو من از شکر و غرامت
هوش مصنوعی: بیایید با شادی و نشاط قدمی بر داریم و بر افرازیم، همچون من که از شیرینی و زیبایی زندگی لذت میبرم.
ببر ای عشق چو موسی سر فرعون تکبر
هله فرعون به پیش آ که گرفتم در و بامت
هوش مصنوعی: ای عشق، همچون موسی، فرعون تکبر را از بین ببر. بیا و به من نشان بده که چطور فرعون به سرش آمد و من دروازه و کاشانهات را تصرف کردم.
چو من از غیب رسیدم سپه غیب کشیدم
برو ای ظالم سرکش که فتادی ز زعامت
هوش مصنوعی: وقتی من از عالم غیب وارد شدم، نیروی غیب را بهکار گرفتم. ای ظالم و سرکش، از مقام رهبری خود افتادهای.
هله پالیز تو باقی سر خر عالم فانی
همه دیدار کریمست در این عشق کرامت
هوش مصنوعی: به شوق و شادمانی به سرزمین خود بیایید، زیرا در این دنیا همه چیز گذراست و همگان در این عشق به مهربانی و بخشش مینگرند.
نکند رحمت مطلق به بلا جان تو ویران
نکند والده ما را ز پی کینه حجامت
هوش مصنوعی: مبادا رحمت بینهایت، با مشکلات و دردها، جان تو را خراب کند و مادرم را به خاطر کینهتوزی، آزار دهد.
نبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولی
نبود هیچ کسی را ز دل و دیده سآمت
هوش مصنوعی: من هیچ وقت از تو سیر و خسته نمیشوم و هیچ کس دیگر هم از دل و چشمم آزرده نیست.
بجز از عشق مجرد به هر آن نقش که رفتم
بنه ارزید خوشیهاش به تلخی ندامت
هوش مصنوعی: به جز عشق پاک و خالص، هیچ چیز دیگری ارزش نداشت. هر لذتی که تجربه کردم، با یادآوری تلخی پشیمانی همراه بود.
هله تا یاوه نگردی چو در این حوض رسیدی
که تکش آب حیاتست و لبش جای اقامت
هوش مصنوعی: بشتاب تا به باطل نغلطی وقتی به این حوض رسیدی، زیرا که اینجا آب حیات است و لب حوض جایی است برای ماندن.
چو در این حوض درافتی همه خویش بدو ده
به مزن دستک و پایک تو به چستی و شهامت
هوش مصنوعی: زمانی که در این حوض غوطهور شدی، همه وجودت را به او بسپار و با شجاعت و استقامت بر تلاشت بیفزای.
همه تسلیم و خمش کن نه امامی تو ز جمعی
نرسد هیچ کسی را به جز این عشق امامت
هوش مصنوعی: همه تسلیم و مطیع هستند، و تو هم باید خویشتن را فروتن کنی. از میان این جمع، هیچکس جز عشق به رهبری و امامی نخواهد داشت.