برگردان به زبان ساده
بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
سرمست همیگشت به بازار مرا یافت
هوش مصنوعی: دلبر فریبندهام دوباره مرا دید، در حالی که سرمست و شاداب در بازار پرسه میزدم.
پنهان شدم از نرگس مخمور مرا دید
بگریختم از خانه خمار مرا یافت
هوش مصنوعی: از چشمان زیبا و مستی که در حال خواب هستند پنهان شدم، اما او مرا دید و من از خانه فرار کردم، اما او با حال خمار، مرا دوباره پیدا کرد.
بگریختنم چیست کز او جان نبرد کس
پنهان شدنم چیست چو صد بار مرا یافت
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که از او دور شوم، در حالی که هیچکس نمیتواند جان مرا بگیرد؟ پنهان شدنم چه معنایی دارد وقتی که او بارها مرا پیدا کرده است؟
گفتم که در انبوهی شهرم که بیابد
آن کس که در انبوهی اسرار مرا یافت
هوش مصنوعی: گفتم که در این شهر شلوغ، آیا کسی پیدا میشود که رازهای مرا بشناسد؟
ای مژده که آن غمزه غماز مرا جست
وی بخت که آن طره طرار مرا یافت
هوش مصنوعی: ای خوش خبری که آن نگاه فریبندهام را پیدا کرد و همچنین بخت من که آن موهای پریشانم را به دست آورد.
دستار ربود از سر مستان به گروگان
دستار برو گوشه دستار مرا یافت
هوش مصنوعی: دستار شخص مستی را به عنوان گروگان برداشت و در گوشهای از آن، دستار من را پیدا کرد.
من از کف پا خار همیکردم بیرون
آن سرو دو صد گلشن و گلزار مرا یافت
هوش مصنوعی: من از زمین خارها را در میآوردم، اما آن درخت بلند و زیبا با دو صد باغ و گلزار مرا پیدا کرد.
از گلشن خود بر سر من یار گل افشاند
وان بلبل وان نادره تکرار مرا یافت
هوش مصنوعی: دوست من از باغ خود بر سرم گلها پاشید و من در این میان، به یاد آن بلبل و آن لحظات شگفتانگیز افتادم.
من گم شدم از خرمن آن ماه چو کیله
امروز مه اندر بن انبار مرا یافت
هوش مصنوعی: من در میان انبوه زیبایی آن ماه، همچون دانهای گم شدم و امروز مه، مرا در آن انبار بزرگ پیدا کرد.
از خون من آثار به هر راه چکیدست
اندر پی من بود به آثار مرا یافت
هوش مصنوعی: از خون من نشانهها در هر جا ریخته شده و کسی که در پی من است، با دیدن این نشانهها مرا پیدا میکند.
چون آهو از آن شیر رمیدم به بیابان
آن شیر گه صید به کهسار مرا یافت
هوش مصنوعی: مثل آهو از آن شیر فرار کردم و به بیابان逃 کردم. آن شیر در محل شکارش مرا در کوهها پیدا کرد.
آن کس که به گردون رود و گیرد آهو
با صبر و تأنی و به هنجار مرا یافت
هوش مصنوعی: شخصی که به آسمان میرود و به آرامی و با تدبیر آهو را میگیرد، با روش درست مرا پیدا کرده است.
در کام من این شست و من اندر تک دریا
صاید به سررشته جرار مرا یافت
هوش مصنوعی: در دهان من این شست و من درون دریا به خوبی با توری پیوند خوردهام و به سرنخهایی برمیخورم که مرا به هدفم میرسانند.
جامی که برد از دلم آزار به من داد
آن لحظه که آن یار کم آزار مرا یافت
هوش مصنوعی: در اینجا میخواهد بگوید: جامی که عشق یا محبوب به دل من آورد و مرا آزار داد، در همان لحظهای که آن یار با لطافت و خوبیاش مرا پیدا کرد، به من آسیب رساند.
این جان گران جان سبکی یافت و بپرید
کان رطل گران سنگ سبکسار مرا یافت
هوش مصنوعی: این جان ارزشمند حالا احساس سبکی کرده و پرواز کرده است، زیرا باری سنگین و دشوار بر دوش من دیگر وجود ندارد.
امروز نه هوش است و نه گوش است و نه گفتار
کان اصل هر اندیشه و گفتار مرا یافت
هوش مصنوعی: امروز نه توانایی فکر کردن دارم و نه تمرکز بر شنیدن و صحبت کردن، چون من سرچشمه هر فکر و گفتاری را پیدا کردهام.